GrAy

all of kind

GrAy

all of kind

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی

۴ مطلب با موضوع «علمی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

شهرسازی در دوره باروک


شهرسازی باروک، نیز مانند هنر و معماری آن کوششی است در تظاهر به شکوه. برای شناخت این انگیزه می‌بایستی به چند عامل توجه نمود:
1- وجود حکومت‌های مستبد و تسلط سیاسی نظامی اشراف برشهر.
2- پیشرفت علوم، تکنیک و شیوع تفکرات فلسفی جدید.
3- انقلاب در هنرهای تجسمی که از دوره رنسانس تجسم فضایی را تغییرداد.
1ـ آلمان پس از جنگ‌های داخلی و نهضت لوتری به سیصد دوک‌نشین تقسیم شد و دوک‌های پروتستان در شمال و دوک‌های کاتولیک در جنوب آن، سرمست از پیروزی بر رعایا و شهروندان می‌بایستی شکوه و جلال زندگی و حکومت خویش را نشان دهند. آنها نه فقط “حق مدنیت” بسیاری از شهرها را فسخ کردند، بلکه برای کنترل بهتر، کاخ خود را به شهر نقل مکان داده، مانند بختکی بر شهر استوار نمودند. ورود کاخ اربابی به شهر موضوعی نو بود، زیرا فئودال‌ها، در قلعه‌های خود در میان املاک و مزارع زندگی می‌کردند.
در ایتالیا و جنوب اروپا مذهب کاتولیک توانسته بود، حاکمیت خود را با کمک تفتیش عقاید و سرکوب تفکرات پروتستان حفظ نماید. از طرفی دیگر مقر پاپ و مرکز کاتولی‌سیسم نیز در واتیکان برای همیشه به تثبیت رسیده بود. بخشش‌ها و مالیات‌های کلیسایی نیز به سوی آن سرازیر شده بود. بازسازی با شکوه شهر رم که در جنگ‌های قرون گذشته لطمات زیادی را به خود دیده بود، می‌بایستی اقتدار پاپ را القا کرده و مؤمنین کاتولیک را تحت‌تأثیر قرار دهد. کلیسا از دست دادن بخشی از پیراون خود و سرزمین‌های شمال اروپا را ناچاراً پذیرفته، در فکر نجات خود و پیروانش در جهان کاتولیک بود.
اواخر قرن شانزده رم تبدیل به مرکز هنری اروپای باختری شد ولی مدتی طولانی دوام نیاورد. با تضعیف پاپ و دربار وی، مرکز هنری به فرانسه منتقل شد که در قرن هفدهم به قدرتمندترین حکومت استبدادی اروپا تبدیل شده بود. ظهور استبداد در این کشور هم بی‌دلیل نبود. مردم فرانسه، خسته از جنگ‌های مذهبی طولانی که به سود کاتولی‌سیسم تمام شده بود، کشتارهای فجیع و گسترده در جنگ، هرج و مرج و گرسنگی، در آرزوی حکومتی مقتدر بودند، تا به اوضاع کشور سر و سامانی دهد. بورژوازی نیز که همواره شکوفایی‌اش به هنگام استقرار صلح در کشور است، همواره آمادگی دارد که به “سیاست دست آهنین” رو کند، پشتیبانی مشتاقانه خود را نثار حکومت مطلقه کرد (هاوزر، 212:1361). دربار نیز این پشتیبانی را به طرق مختلف پاداش داد.
استبداد ولی به هیچوجه نظم کهن جامعه فئودالی را از میان نبرد. شاه هنوز احساس می‌کرد که به طبقه فئودال تعلق دارد. او خود را “اول نجیب‌زاده کشور” می‌دانست و می‌بایست حیثیت لطمه خورده اشرافیت را جبران نماید. مفاهیم کهن اخلاقی شوالیه‌گری می‌بایست احیا می‌گردید. قهرمانی و وفاداری، مدارا و تسلط بر نفس، بخشندگی و ادب ، فضیلت‌هایی شمرده شدند که می‌بایست تبلیغ می‌گردید. ولی منظور از قهرمانی و وفاداری، تبعیت برده‌وار بود و ادب به طور معمول به معنای “رویداد بد را خویش تعبیر کردن” بود. بخشندگی برای آن بود که ارباب فراموش کند که کارش به گدایی کشیده است.
براساس رسم باروک، نجیب‌زاده نمی‌بایست احساسات خود را رو کند، او می‌بایست نشان دهد که محتاط، خونسرد و قوی است. او نباید خود را در حضور دیگران شل و رها کند، بویژه در مقابل بزرگتر او نباید راز خود را فاش کند و بکوشد که خوشایند باشد و لطف خود را به کاملترین وجه نشان دهد. این آداب و معاشرت دربار را همان اصولی هدایت می‌کند که بر پایه آنها، کاخ‌های سلطنتی ساخته و باغ‌هایش آراسته شده‌اند (هاوزر، 214:1361).
اگر تا سال 1661 هنوز آثاری از سبک شخصی یا غیردولتی وجود داشت، مصون نمی‌ماند و حقوق، سازمان اداری، بازرگانی، دین، ادبیات و هنر همه از طرف دولت تنظیم می‌شد. خواست این بود که هنر مانند دولت باید دارای خصلتی متحدالشکل باشد و باید مانند حرکت سپاه تأثیر کمال صوری را القا کند، یعنی باید مانند یک فرمان روشن و مشخص باشد و نظیر زندگی هر رعیت در حکومت ، از قواعد مطلقی فرمان برد. هنرمند بیش از هر شهروند دیگری نباید به میل و هوس خویش رها شود. او باید به وسیله قانون و مقررات راهبری شود، تا در بیابان تحمیل خویش گمراه شود.
برای تضمین قواعد عام نیاز به ایجاد فرهنگستان و سوق دادن آن به سوی دولت بود. این فرهنگستان‌ها از سال 1664م به بعد نه فقط توجیه‌گر اسطوره نوین پادشاهی و افزودن بر شکوه دربار شدند، بلکه با در دست داشتن کلیه امتیازاتی که یک هنرمند آرزوی دریافتشان را داشت و همه ابزار قدرت را که برای ترساندن وی لازم داشت، در اختیار گرفتند. انتصابات دولتی، اعطای عنوان، حق انحصاری در آموزش و پرورش هنری، اعطای جایزه‌های دولتی، تأمین مقرری، اجازه نمایش آثار و شرکت در مسابقه‌ها، همگی تحت اختیار فرهنگستان‌ها قرار می‌گیرد. در این زمان یک قانون‌نامه ارزش‌های هنری ساخته شد که هرگز در گذشته با چنین وضوح و دقت و مطلقیت تنظیم نشده بود. علاوه بر انحصار آموزش و پرورش هنری،‌ تولید هنری نیز توسط دولت سازماندهی می‌شد. کُلیر (وزیر لویی چهاردهم) معماران، نقشه‌کش‌های آذینی، نقاشان، مجسمه‌سازان، گوبلن‌بافان، آبنوس‌کاران، ابریشم‌بافان و پارچه‌بافان، ریخته‌گران، برنز و زرگران، کاشی‌کاران و شیشه را دور هم گرد آورده در کارگاه‌های سلطنتی، و به دستور شاه به تولید آثار هنری گماشت. این محصولات را شاه یا به دربارهای خارجی و شخصیت‌های برجسته خارجی هدیه داده یا صادر می‌کردند.
هر چند فرهنگستان‌گرایی نتوانست بیش از چند دهه تفوق خود را در فرانسه حفظ نماید، ولی الگویی شد برای بسیاری از دربارها و دوک‌ها، بویژه دوک‌های آلمانی تا از دستاوردهای آن شکوه خود را به معرض دید عموم گذارند.
2ـ یکی از مهمترین دستاوردهای فرهنگی دوره باروک، یعنی علوم طبیعی جدید و فلسفه نو مبتنی بر علوم طبیعی، بر کل تولید هنری با تمام انشعاب‌های آن مؤثر بود. کوپرنیک ثابت کرده بود که زمین گرد خورشید می‌گردد. این کشف انقلابی در تفکر انسان آن دوران بوجود آورد. حاصل این نظریه‌ نه تنها به معنی آن بود که جهان دیگر گرد زمین و آدمی نمی‌چرخد، بل بدان معنی نیز بود که جهان اصولاً مرکزی نداشته و تنها عبارت است از بی‌نهایت اجزاء همگن و هم‌ارزش که وحدت آنها تنها در اعتبار عام قانون طبیعی متجلی است. انسان متوجه بیکرانگی جهان شده، آن را دارای وحدتی ذاتی دانست. این جهان دارای نظامی متعاون و متداوم تصور شد که بر اصلی یگانه سازمان یافته است. او با جذابیتی که ساعت، به عنوان یک دستگاه مکانیکی کارا و منسجم ایجاد کرده بود، جهان را ساعتی بی‌نقص و کلی منسجم و زنده پنداشت که از قانون طبیعت پیروی می‌کند. بر اساس این برداشت مکانیکی از قوانین طبیعت، هیچ استثنایی مجاز نبود.
از آنجا که زمین دیگر مرکز کائنات، و انسان دیگر هدف و مقصود آفرینش نبوده و به عاملی ناچیز و کم اهمیت در جهان واقعی تبدیل شده بود، می‌بایست به کشف قانونمندی‌ها پرداخته، ضرورت‌ها را کشف نماید. تفکر جدید، نه فقط باعث گردید که “ضرورت” جایگزین تفکر قرون وسطایی “تقدیر”،‌ به معنای آنکه سرنوشت وی در جایی دیگر و زمانی دیگر رقم خورده است، گردد، بلکه جهان‌بینی انسان‌مدارانه وی را بمثابه اشرف مخلوقات و مورد توجه خاص خداوند تغییر داده، سعی نمود تا به عنوان جزیی از جهان متداوم و بی‌پایان، رابطه‌اش را با دیگر اجزاء شناخته و براساس قانونمندی‌های آن تنظیم کند. از این زمان “رابطه” بین اجزاء نیز به دلمشغولی دانشمند و هنرمند تبدیل گردید، از رابطه‌ بین انسان و خدا، رابطه بین فرد و جامعه گرفته تا رابطه بین دو ساختمان یا فضای شهری مورد بحث قرار گرفت. انسان این عصر دیگر خداوند را خارج از نظام کیهانی جستجو نمی‌کرد. بلکه خداوند را حاضر در همه جا و همه چیز می‌دانست و تنها به نیروی خداوندی اعتقاد یافت که از درون مؤثر واقع می‌شود. او در واقع به یک همه خدایی رسیده بود. او به جای ترس از داور کائنات، “از نفحه مستمری که بر کیهان نافذ است شگفت زده بود” (پاسکال) هنر باروک، ملهم از سکوت ابدی فضاهای بی‌کران، سرشار از نشان دادن فضای بی‌پایان و وابستگی متقابل تمام هستی، در نقاشی، معماری و شهرسازی است. بولنوف معتقد است که در دوران باروک سرمستی از بی‌نهایت به آخرین حد خود می‌رسد و حتی فضای داخلی در بی‌نهایت احساس می‌شود، بدون اینکه به فضای داخلی بودن خود پایان بخشد (گروتر، 210 : ).
3ـ از اواخر قرن شانزدهم گرایش فرهنگی جدیدی در ایتالیا بوجود آمد که سعی نمود هنر عقلایی، رسمی و پیچیده رنسانس را تبدیل به هنری احساسی، عاطفی و قابل فهم‌تر برای عموم کند.
واتیکان در اواخر قرن شانزدهم، به علت خستگی مفرط مردم از تفتیش عقاید و جنگ‌های مذهبی و به عنوان آلترناتیوی در مقابل پروتستانتیسم، تفکر جهان‌گریزی را کنار گذارده و با زندگی دنیوی برخوردی مثبت می‌کند. کلیسا به تساهل و تسامح روی آورده و فقط نسبت به بدعت‌گذاران بی‌رحمانه برخورد می‌کند. دلبستگی به امور جهان را تشویق کرده، شادمانی‌های زندگی را مجاز می‌شمارد. هنر مذهبی برای نخستین بار خود را به طور مطلق از هنر غیرمذهبی جدا می‌نماید. در هنر قرون وسطا و رنسانس صوری از هنر وجود داشت که به هدف‌های دنیوی کمک می‌کردند، ولی در باروک این تفکیک بنیادی به سرانجام می‌رسد. دستگاه پاپ برای تبلیغ افکار کاتولیکی نیاز به یک “هنر خلقی“ داشت، هنری که می‌بایست در حین تبلیغ، مؤمنین را ارشاد کرده و منقلب سازد. ولی این هنر می‌بایستی برتر از سطح توده‌ها بوده و با زبانی سنجیده و فاخر با مخاطبین خود رابطه برقرار کند. به همین خاطر هنر کلیسا خصلتی رسمی به خود گرفته و شمایل‌نگاری آن تثبیت و دارای طرح و نقشه می‌شود.در دوره رنسانس، “همگنی” تنها یک نوع انسجام منطقی میان اجزاء بود و در آن می‌شد پاره‌های متفاوت را به روشنی از یکدیگر باز شناخت. از آنجا که دوران باروک دوران اقتدار است و کوشش کلیسا نیزدر بازگرداندن هارمونی خود بود، در همه آفریده‌هایش میل به تمرکز و تبعیت مشاهده می‌گردد. در دوره باروک اجزاء استقلال‌ نسبی خود را از دست داده، پاره منفرد دیگر “در خود” هیچ معنایی ندارد.
وحدت، دیگر مانند رنسانس نتیجه آفرینش هنری نیست، بلکه مقدم بر آن است. هنرمند باروک به موضوع با بینشی وحدت‌زا نزدیک شده، به دنبال ایجاد یک کلیت است. کلیت چنان با اهمیت می‌گردد که اجزا در خدمت و حتی در صورت نیاز قربانی کلیت می‌گردند. به عنوان مثال در جایی که معماران رنسانس طبقه‌های مجزا را به وسیله زهواره‌های افقی تقسیم می‌کردند، هنرمند باروک با پیش کشیدن ستون‌ها، و جرزهای چهارگوش به پیشنمای ساختمان ، سعی در وحدت بخشیدن به آن می‌کند و به همین ترتیب می‌کوشد اجزاء را تابع یک انگیزه اصلی کند و روی یک تأثیر عمده متمرکز کند.
در هنر رنسانس، اثر هنری “در خود” دارای ذات و معنایی خاص است. ولی در هنر باروک، جهان و اثر هنری نمودی ناب تلقی می‌گردد، که براساس خصلت بصری آن می‌بایست احساس و تجربه گردد. از آنجا که هر احساس بصری گذرا می‌باشد، هر شکل می‌بایستی دارای تحرکی زیباشناختی بوده، گویی می‌کوشد از خود رها شود، و هر خط می‌کوشد چشم آدمی را به فاصله‌های دور و فضای بیکران هدایت کند. به همین خاطر شهرهایی چون ورسای (نیمه دوم قرن هفدهم) و کارلسروهه که تقریباً صد سال بعد از ورسای ساخته شده، کوچکترین شباهتی به شهر ستاره‌ای شکل آرمانی رنسانس نداشته،‌ قصر فرمانروا در بین شهر و زمین‌های باز اطراف شهر قرار گرفته و در فضایی نامحدود حاکم است.
با توجه به مطالب فوق می‌توان اصول حاکم بر شهرسازی باروک را در موارد زیر خلاصه کرد:
1- شهر باروک، شهر از پیش طراحی شده است که از سه بخش عمده، کاخ، اراضی شاهی و مناطق مسکونی شهروندان تشکیل شده است.
2- شهر یک کلیت است که همه اجزاء در خدمت آن قرار گرفته‌اند.
3- نظم هندسی می‌بایستی به کمک نظم اجتماعی آمده، کنترل شهر و شهروندان را تسهیل نماید.
4- شهر می‌بایستی بر بیننده تأثیر گذارد. به همین خاطر اولاً بخش‌های مختلف شهر بوسیله خیابان‌ها مستقیم به هم مرتبط گردند، دوماً با ایجاد نماهای با شکوه قصر، کلیساها، باغ‌ها و فواره‌ها بر تأثیرگذاری آن افزوده شود. سوماً از عناصر یادمانی، مانند مجسمه برای تجلیل و تکریم پادشاهان و شاهزادگان استفاده گردد.
5- محل استقرار کاخ طوری انتخاب می‌گردید که تسلط آن بر شهر تأمین گردد. شروع محورهای شعاعی از قصر بطرف شهر نه فقط حضور فرمانروا را با یک نگاه به شهروندان گوشزد نماید. بلکه در مواقع شورش و آشوب، کنترل و دفع حمله به کاخ را ساده نماید.
6- کاخ دوران باروک برخلاف رنسانس بطرز چشمگیری برون‌گراست و در محور دید خیابان‌های اصلی قرار دارد.
7- اراضی بخش سلطنتی (باغ و شکارگاه) اگر بزرگتر از خود شهر نباشند، حداقل بخش عمده‌ای از شهر را اشغال می‌کنند.
8- تصور ایده‌آل از مسیر خیابان، یک محور صاف و مستقیم بود که دو نقطه مهم را به یکدیگر پیوند می‌دهد. در ابتدا (در رم) دو کلیسا یا فضای شهری و در دوران استبداد حکومتی دو بی‌نهایت، یعنی شاه و کاخ آن را ، به طبیعت متصل می‌نمود.
9- با استفاده از تقارن، در جداره فضاها و نمای ساختمان‌های عمومی بر شکوه و عظمت خیابان تأکید می‌گردد.
10- خانه‌های مسکونی شهر حتی‌الامکان متحدالشکل و نمای خارجی آنها یکنواخت طراحی می‌گردد.
11- اصل حاکم بر سازماندهی میان اجزاء‌ ، هندسی است. نه فقط خیابان‌های شهر و باغ‌های آن زمان از نظمی هندسی برخوردارند، بلکه حتی درختان و بوته‌ها به شکل مکعب، مخروط یا هرم هرس می‌گردند.

ویژگی‌های عناصر اصلی شهرهای باروک


1ـ خیابان:

دردوره‌باروک‌خیابان‌به‌عنوان‌عنصری‌هویت‌بخش‌مطرح‌می‌شود.خیابان‌مهمترین‌نمادواصلی‌ترین

‌حقیقت‌شهرباروک‌محسوب‌می‌گردد،زیراهمیشه‌امکان‌طراحی‌یک‌شهرجدیدبه‌سبک‌باروک‌وجودنداشت‌،

اماهویت‌یک‌شهرمی‌توانست‌بااحداث‌چندخیابان‌جدیدویایک‌محله‌جدیدتغییریابد.

لوئیس‌مامفوردمی‌گوید: “دراین‌دوره‌عبوردرمسیری‌زیباازموضوعی‌که‌حرکت‌به‌سوی‌آن‌انجام‌می‌گیردمهمتراست‌”.
اهمیت‌به‌هندسه‌،ریاضیات‌وپرسپکتیووتوجه‌به‌خیابانهای‌مستقیم‌شعاعی‌بادیدبه‌فضای‌بینهایت‌دراین‌دوره‌مشهوداست.
در رشد خطی شهر تردد وسایل نقلیه نقش حیاتی ایفا می‌نمود و به طورکلی اگر هندسی نمودن طرح شهرکه ویژگی این دوره بشمار می‌رود، علاوه برآن که مبین مفهوم کلی حیات بود، ترافیک و حمل ونقل را تسهیل نمی‌کرد، بی‌مفهوم می‌‌نمود. استفاده از گاری و درشکه در شهرها از قرن 16م معمول گردید. یکی از عوامل این امرپیشرفت‌های تکنیکی بود که سبب تغییرچرخ توپر قدیمی به توخالی و چرخ پنجمی که حرکت را تسهیل می‌نمود بود.
ورود وسایل نقلیه چرخ‌دار به شهر دچار همان مقاومتی شد که سه قرن بعد ورود خط آهن دچار آن گردید.
شهر قرون وسطایی نه به لحاظ اندازه و نه به لحاظ ترکیب، آمادگی پذیرش چنین ترددی را نداشت. به همین خاطر در ابتدا با آن بطور جدی مخالفت می‌گردید. به عنوان مثال در لندن چنین گفته می‌شد که اگر به ارابه‌ها اجازه ورود به شهر داده شود، امکان حفظ و نگهداری سنگفرش وجود نخواهد داشت. در فرانسه نیز پارلمان با این امر مخالف می‌ورزید، ولی بطورکلی جو جدید در جوامع ، ورود وسایل حمل ونقل چرخ‌دار را ایجاب می‌کرد.
شتاب در حرکت، چیرگی برفضا و اشتیاق بیمارگونه برای رسیدن به جایی، همگی تجلی میل و اشتیاق به قدرت بودند. این قدرت همان چیزی بود که سلاطین مستبد این دوران سعی در تحمیل و نشان دادن آن به مردم داشتند.
توجه به مناظر و پرسپکتیو ، قبل از آنکه حصارها بعنوان یک عنصر شهرسازی فرو ریزند و از میان برداشته شوند، منظره‌های بسته را از میان برداشته و فاصله را به سوی افق افزود و توجه را به سطوح دور شونده معطوف نمود. این مقدمه بصری برخیابان­های باشکوه باروک بود. که نهایتاً از ستون یادبودی، طاقی و یا ساختمان منفرد برای پایان بخشیدن به خطوط همگرای استفاده می شد. مسیر دید طولانی به فضایی به ظاهرنامحدود، خصایص بارز طرحهای باروک بود که نخست توسط نقاشان ابداع گردید. در این جا “خود عمل عبور و گذر” از موضوعی که حرکت به سوی آن انجام می‌گیرد مهم‌تر است.

2- میدان :

دوران‌باروک‌،دوران‌به‌قدرت‌رسیدن‌مجدداشراف‌وفئودال‌های‌اروپابودکه‌نتیجه‌آن‌ازدست‌رفتن‌حقوق‌مدنی‌درشهرهاشد.

اشراف‌سرمست‌ازپیروزی‌بررعایاوشهروندان‌  بایستی‌شکوه‌وجلال‌زندگی‌خویش‌رابه‌جهانیان‌نشان‌دهند.تجدیدتمایل‌به‌ایجادبناهاو  

شهرهای‌باشکوه‌یکی‌ازشیوه‌های‌این‌تظاهربود.
میدان دوران باروک عملکرد خود را به مثابه محل تجمع و تعامل اجتماعی شهروندان از دست داده، تبدیل به فضاهایی تشریفاتی شده، که حکومت اقتدار و شکوه خود را بوسیله رژه و مشق نظامی و یا به عنوان فضای باز وسیع جهت جلوه‌گری مجسمه‌های یادبود پادشاهان در میان آن به رخ می‌کشید. ساختمان‌های اطراف میادین باروک یا کلاً از ساختمان‌های متحد‌الشکل و یکنواختی تشکیل می‌شد که وحدت و نظم میدان را تشدید می‌نمود و یا به صورت ساختمان‌های همشکل به مثابه حلقه‌ای برای یک نگین (ساختمان مجلل) عمل می‌کردند.
3-باغ سازی :
دراوایل‌قرن‌شانزدهم‌میلادی‌عناصرسبک‌باغسازی‌ازایتالیابه‌فرانسه‌برده‌شد. فرانسویان‌حیاطقصرهای‌بزرگ‌خودراکه‌بوسیله‌دیوارهای‌بلندپوشیده‌شده‌بود

به‌سبک‌باغهای‌ایتالیایی‌طراحی‌نمودند.باپیشرفت‌دوره‌رنسانس‌درفرانسه (باروک(،فرانسویان‌سبک‌خاصی‌برای‌تزیین‌باغهای‌خودیافتند.درقسمتی‌ازقصر،که‌

تابستانهااستفاده‌می‌کردند،زیباترین‌باغچه‌هارااحداث‌نموده‌،درختان‌ودرختچه‌ها رابه‌اشکال‌مختلف‌هرس‌کرده‌ونزدیک‌به‌یکدیگرمی‌کاشتندوبه‌این‌ترتیب‌دیوارهای‌سبزبوجود می‌آوردند.فرانسویان‌برسطوح‌افقی‌عظیم‌بااشکالهندسی‌بسیارپیچیده‌ ،گل‌کاری‌وچمن‌کاری‌کرده‌وراه­های‌شنی‌احداث‌می‌کردند،این‌باغچه‌هارا «پارتر[2]4»می‌نامیدند(روحانی‌:‌60 (.
پارترهاشامل‌قطعات‌گل‌کاری‌،سبزی‌کاری‌،درخت‌کاری‌،آب‌نماها،حوض‌خانه‌و

محل‌استراحت‌بوده‌است.اشکال‌هندسی‌درطراحی‌«گل‌کاری‌،

چمن‌کاری‌راهروهای‌شنی‌ واستفاده‌ازدرختچه‌های‌کوتاه‌دائمی»بطورچشم‌گیری‌بکارگرفته‌شد.

درآغاز،طراحان‌کوشش‌می‌کردندکه‌خطوطی‌که‌برای‌انواع‌طرح­هادرنظرگرفته‌می‌شوندکاملاًمنظم‌وطرح­های‌هندسی «مربع‌،مستطیل‌وزاویه‌دار»به‌نحوی‌ گویاومشخص‌نشان‌داده‌شوند.ولی‌بتدریج‌این‌خطوطدرطرح­هاانحناهایی‌یافته‌وطرح­های‌سختی‌تزیین‌وزیباجایگزین‌آنهاشد.

ویژگی‌های‌باغ‌باروک‌
-باغ­هابزرگتروترکیب‌درختان‌متنوع‌ترگردید.
-کاشت‌نزدیک‌بهم‌درختان‌ودرختچه‌هاوایجاددیوارهای‌سبز.
-گل‌کاری‌وچمن‌کاری‌برروی‌سطوح‌افقی‌بااستفاده‌ازاشکال‌هندسی‌ومنظم‌.
-اشکال‌هندسی‌درابتدامربع،‌مستطیل، دایره‌ومنظم‌بوده‌ولی‌بعدها،خطوطانحنامی‌یابد.
-ازخواص‌مشترک‌باغ­های‌فرانسوی‌نظم‌وترتیب‌درکاشت‌گیاهان‌می‌باشد.
-تقسیم‌باغ­های‌وسیع‌به‌باغچه‌های‌کوچک‌ومربوطساختن‌آنهابه‌یکدیگرباراه­های‌شنی‌.
-قسمتی‌ازباغ‌به‌درختکاری‌،قسمتی‌به‌سبزیکاری‌،قسمتی‌به‌فضای‌استراحت ‌وقسمتی‌نیزبه‌فواره‌هاومجسمه‌هااختصاص‌می‌یابد.

  • gray wolf
  • ۰
  • ۰

اقدامات هوسمان

اقدامات هوسمان

 

بارون هوسمان و فرمانداری حوزه رود سن
■    بارون «ژرژ اوژن هوسمان» بانی و مجری طرح پاریس، در سال ۱۸۳۱ دکترای حقوق گرفت، در جریان مسؤولیت‌های خود به طبقه بورژوازی نزدیک شد، در سال ۱۸۴۸ از «لویی بناپارت» برای ریاست جمهوری حمایت کرد و در نهایت در سال ۱۸۵۳ و بعد از عهده‌داری چند مقام، به فرمانداری سن رسید. وزیر کشور وقت فرانسه «پرسین یی» پس از این‌که او را در یک ضیافت رسمی نهار ملاقات می‌کند، می‌گوید: «کسی که بیش از همه نظر مرا جلب کرد هوسمان بود. در برابر من یکی از شخصیت‌های خارق‌العاده اجتماع قرارگرفته بود. او مردی بود درشت هیکل، قوی، پرهیمنه، پرتحرک و در عین حال ظریف، زیرک و سرشار از استعداد. این مرد بی‌باک از این‌که خود را آن طور که هست نشان دهد اصلاً پروا نداشت». «هوسمان» نیز در خاطرات خود می‌نویسد: هنگامی که وزیر از او سؤال می‌کند که در آن مقام قادر به انجام چه کارهایی خواهد بود جواب می‌دهد: «با وجود فرماندار فعلی و سیاستمداران کهنه کاری مانند او، هیچ، اما، با استفاده از مردی که به خاطر مقام و محبوبیتش دارای امکانات کافی برای انجام کارهای بزرگ باشد و بتواند با نیروی جسمانی و روحانی با هرگونه عادات قدیمی که مردم فرانسه بی‌نهایت به آن پایبند هستند مبارزه کند، هر کاری را می‌توانم انجام دهم. از ناپلئون سوم که بگذریم هیچ یک از حکام، بدون استثنا هرگز به این فکر نبوده‌اند که یک فرماندار واقعی برای حوزه سن به هتل دوویل پاریس بفرستد». به این ترتیب، طبیعی است که «هوسمان» به طرفداری از «ناپلئون سوم» می‌پردازد، ولی، متکی به طرفداری و تأیید امپراتور از خود پیوسته سعی می‌کند که هیچ‌گونه مفهوم سیاسی به اقدامات خود ندهد و همیشه آن‌ها را به عنوان اقدامات فنی و اداری که از ضروریات مشخصی منتج هستند جلوه‌گر بدارد.

اصول برنامه و اقدامات هوسمان
■    به محض این‌که «هوسمان» به سمت فرماندار انتخاب شد، تشکیلات تازه‌ای را برای انجام خدمات تکنیکی طبق روش مدرن به وجود آورد و برای این منظور یک عده از بهترین مهندسان را که قبلاً هم با او کارکرده بودند در رأس این تشکیلات قرارداد. با تأمین این وسیله اجرایی پرقدرت و مفید و با استفاده از اعتمادی که شخص شاه به وی داشت خود شخصاً به رسیدگی درباره تشکیلات و مأموران اداری پرداخت. اصول برنامه «هوسمان» برای تغییر نقشه پاریس که خود در آغاز قبول خدمت آن‌ها را برای انجمن پاریس توضیح داد به ۴ دسته کلی تقسیم می‌شوند:

■    ۱- در اطراف ساختمان‌های بزرگ، قصرها و سربازخانه‌ها فضای بیشتری ایجاد شود تا دیدار آن‌ها چشم را بنوازد، آمدن به آن‌جا در مواقع جشن آسان باشد و دفاع هنگام شورش به سادگی صورت پذیرد.
■    ۲- وضعیت بهداشتی شهر با از میان بردن کوچه پس‌کوچه‌های منشأ بیماری‌های واگیردار ارتقا یابد. قسمت مرکزی پاریس پر از این کوچه‌های باریک غیر سلامت بود که «هوسمان» هرگز موفق نشد تمامی آن‌ها را از میان بردارد.
■    ۳- ایجاد بلوارهای وسیع که نه‌تنها می‌توانست از هوا و نور کافی برخوردار باشد، بلکه عبور سربازان نیز در آن‌ها به آسانی میسر بود. با این ابتکار باید آسایش عمومی تأمین شده و امکان شورش تضعیف می‌شد.
■    ۴- تأکید بر سهولت عبور و مرور و احداث خیابان‌ها به نحوی که مردم به آسانی به ایستگاه‌های راه آهن، مراکز تجاری و مکان‌های تفریح، بدون تأخیر و ازدحام و فارغ از حوادث عبور و مرور دسترسی یابند.
 شمایی از اقدامات و برنامه‌های اساسی «هوسمان» در پاریس
■    هوسمان در دوره فعالیت ۱۷ ساله‌اش (۱۸۶۹-۱۸۵۳) و در راستای اصول برنامه خود، اقدامات گسترده‌ای را برای تغییر وضع کالبدی پاریس انجام داده است که در پنج دسته کلی می‌توان به آن‌ها اشاره کرد:

الف. اقدامات ساختمانی
■    مداخلات در وضع موجود شهر پاریس در این زمینه، شامل تخریب محله‌های قدیمی و کشیدن خیابان‌های تازه و بلوارهای وسیع و هم‌چنین، ایجاد محله‌های جدید بود. «هوسمان» هم‌چنین، به تجدید بنای عماراتی که در اطراف خیابان‌های جدید قرار می‌گرفتند، پرداخت. این امر با بنای ساختمان‌های منظم برای فعالیت‌های بازرگانی، خدمات عمومی و مسکونی در دو جانب شبکه‌های جدید خیابان‌ها و استفاده از ساختمان‌ها و بناهای مهم به عنوان نقطه عطف آن‌ها همراه بود. احداث میادین جدید که در حقیقت، جزئی از خیابان‌های تازه احداث بودند و نیز تدوین قواعد و نظام ساخت‌وساز برای ایجاد یکپارچگی و وحدت در فرم‌ها و نماها را نیز باید به موارد مذکور افزود. در مرکز پاریس قدیمی ۳۸۴ کیلومتر و در حومه ۳۵۵ کیلومتر خیابان وجود داشت که «هوسمان» ۹۵ کیلومتر به مرکز و ۷۰ کیلومتر به حومه اضافه کرد. وی با تخریب و قطعه‌قطعه کردن بسیاری از محله‌های قدیمی، هسته قرون وسطایی شهر را از تمام جهت بریده و خیابان کشی می‌کند و عملاً روی کالبد شهر قدیم شبکه‌ای از خیابان‌های وسیع و مستقیم قرار داده و یک سیستم واحد ارتباطی بین مراکز اصلی زندگی شهری و ایستگاه‌های راه‌آهن به وجود می‌آورد. این شبکه‌بندی در عین حال شامل همه نوع پیش‌بینی‌های لازم برای حرکت وسایل حمل و نقل از قبیل تقاطع‌های لازم و نحوه ارتباط نیز بود.

░▒▓ ب. احداث باغ‌ها و پارک‌های عمومی
■    بخش دیگری از کارهای «هوسمان» که در زمینه ارتقای بهداشت عمومی و بهبود بخشیدن به شرایط زندگی ساکنان پاریس موثر بود، درختکاری‌های منظم در خیابان‌ها، بلوارها، میدان‌ها و بالاخره، احداث باغ‌ها و پارک‌های عمومی است. وی در این زمینه از وجود همکاری کاردان به نام «آلفان» استفاده کرد. در طرح این پارک‌ها که از منظرسازی انگلستان ملهم بود، از طبیعت تقلید می‌شود و پارک‌ها اغلب به شیوه‌ای رمانتیک، کوه پایه‌ها، دره‌ها، دریاچه‌ها و جویبارهای کوچکی را در بر می‌گرفتند که نقطه مقابل طرح کلی شهر و ایجاد محورهای مستقیم به شیوه کلاسیک بود. از طرف دیگر، این پارک‌ها برخلاف پارک‌های انگلیسی که در آن زمان تنها به معدودی قشر متمکن اختصاص داشت، برای عموم مردم و تفرج روزهای تعطیل آن‌ها ساخته شده و علاوه بر این، وظیفه ایجاد شش‌های تنفسی برای پاریس را نیز بر عهده داشتند. «بوادو بولونی» در غرب پاریس و «بوادو ون سن» در شرق آن، دو پارک عظیم این شهر هستند که روی نقشه پاریس مانند دو شش خود نمایی می‌کنند. اگر طرح «هوسمان» به طور کامل اجرا می‌شد، این دو پارک با کمربندی سبز در امتداد دیوارهای دفاعی قدیمی شهر به یکدیگر مرتبط می‌شد. غیر از این دو پارک، پارک «مون سو» در مرکز و پارک زیبای «مون سوری» در جنوب و پارک «بوت - شمون» برای کارگران در شمال نیز در این دوره احداث شدند.

░▒▓ ج. نوسازی و احداث شبکه‌های تاسیساتی و راهیابی
■    این اقدامات، با وسعت و نظمی نظیر آن‌چه «هوسمان» موفق شد انجام دهد، کمتر سابقه دارند. برای تأسیسات آب، «هوسمان» از وجود همکاری با ارزش به نام «بلگراند» استفاده می‌کند و از او برای تهیه پروژه‌های آبراه‌های جدید و تأسیسات بالا آوردن آب رودخانه سن دعوت می‌کند. با کمک این فرد حجم آب تهیه شده از ۱۲. ۰۰۰ متر مکعب به ۳۴۳. ۰۰۰ متر مکعب در روز و طول لوله‌کشی آب از ۷۴۷ کیلومتر به ۱۵۴۵ کیلومتر افزایش می‌یابد. «بلگراند» هم‌چنین، شبکه جدیدی برای فاضلاب می‌سازد و طول گندآبروی موجود را از ۱۴۶ به ۵۶۰ کیلومتر می‌رساند که از این مقدار فقط ۱۵ کیلومتر مربوط به شبکه قبلی و بقیه تأسیسات تازه است.
■    زباله‌های وارده به رود سن توسط دستگاه‌های «کلکتور» جمع آوری شده و به طرف دره‌های دورتر حمل می‌شود. شبکه روشنایی سه برابر می‌شود، یعنی، از ۱۲۴۰۰ شعله گاز به ۳۲۳۲۰ شعله گاز می‌رسد. سرویس حمل‌ونقل از نو سازمان می‌یابد و در سال ۱۸۵۴ شرکت واحدی به نام شرکت عمومی «امنیبوس» تشکیل می‌شود و در سال ۱۸۵۵ نیز یک سرویس منظم درشکه‌رانی عمومی به وجود می‌آید. او هم‌چنین، در سال ۱۸۶۶ زمین‌های «مری- سور- اواز» را برای احداث قبرستان جدید خریداری می‌کند.

░▒▓ د. الحاق حومه‌های پاریس به شهر
■    در این بخش وظیفه‌ای سنگین به وجود آمد و آن الحاق حومه‌های پاریس به خود شهر بود و به این ترتیب، مساحت پاریس به یک‌ونیم برابر افزایش یافت. در این راستا یازده شهرداری کوچک پاریس به شهر منضم گشت و دوازده ناحیه قدیمی پاریس به بیست ناحیه تبدیل شد و مسؤولیت اداری هر یک از این بیست ناحیه به یک شهرداری محول شد. به این ترتیب، حدود شهر به استحکامات آن متصل می‌شود و در نظر است که برای ساختن یک خیابان کمربندی و سریع، یک شعاع ۲۵۰ متری نیز از خارج به شهر اضافه شود، ولی، گرفتن این زمین‌ها از مالکان میسر نمی‌شود.
■    بعد از الحاق این ۱۱ شهرداری اطراف به پاریس، اداره‌ای به نام «اداره طرح پاریس» ایجاد می‌شود که در آن سال به سال نقشه‌هایی جدید با در نظر گرفتن تحولات جدید طرح شده و عملاً تجارب گذشته با آینده پیوند می‌خورد. با اتخاذ این روش بود که امکان ادامه پیشرفت شهر پاریس در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی، کاملاً تأمین می‌شد. نکته کلیدی این بود که نه «ناپلئون» و نه «هوسمان» به الحاق حومه‌ها به شهر قانع نبودند و «هوسمان» در پی طرحی جامع برای ناحیه‌ای وسیع‌تر که شهر و حومه‌های آن را در بر می‌گرفت، برآمد که شاید بتوان آن را نوعی برنامه‌ریزی منطقه‌ای در آن زمان در نظر گرفت.

░▒▓ ه‍. اصلاح ساختار اداری و تقویت اقتصاد شهر پاریس
■    اصلاحات اداری همگام و هم‌زمان با اصلاح قوانین، رهبری تمرکز یافته کلیه اقدامات عمرانی پایتخت و بهره‌گیری از اعتباراتی که نه از طریق سرمایه بدون بازگشت، بلکه به واسطه قرضه‌ای که در رابطه با بازدهی آینده اقدامات ضمانت شده است، جزو اقدامات «هوسمان» و نتایج حاصل از آن‌ها است که وی از طریق مبارزه سخت با بخش‌ها و دوایر اداری و هم‌چنین، ناظران سیاسی خود به آن‌ها رسیده است. انجام کارهای ساختمانی عمومی نه‌تنها باعث ترقی قیمت زمین‌های اطراف آن می‌شد، بلکه با ایجاد فرصت‌ها و موقعیت‌های بهتر و رقابت‌پذیر که پویایی اقتصادی، فضای ساخته شده را به دنبال داشت، عملاً تمام شهر را تحت تأثیر قرار می‌داد. از سال ۱۸۵۳ تا ۱۸۷۰، «هوسمان» در حدود ۵/۲ میلیارد فرانک در کارهای عام‌المنفعه خرج می‌کند که فقط ۱۰۰ میلیون آن را از دولت دریافت می‌دارد، بدون این‌که مالیات‌های جدیدی وضع کند یا این‌که مبلغی به مالیات‌های قدیمی اضافه کند. در همین زمان جمعیت پاریس از یک میلیون و دویست هزار نفر به نزدیک ۲ میلیون نفر می‌رسد، درحالی‌که ۲۷۰۰۰ خانه تخریب و در عوض، ۱۰۰. ۰۰۰ خانه تازه ساخته شده است. درآمد متوسط یک فرانسوی از ۲۵۰۰ به ۵۰۰۰ فرانک و همان طور که «پرسین یی» می‌گوید: درآمد شهرداری پاریس از ۲۰، به ۲۰۰ میلیون فرانک می‌رسد و به این ترتیب، می‌توان گفت که خود شهر هزینه «سیستماسیون» خود را می‌پردازد. اگر چه این اقدامات روی‌هم‌رفته بسیار مفید و رضایت‌بخش بودند، ولی، روش تقسیم ثروت کلانی که بر جای گذاشت، چندان خوشایند نبود.

░▒▓ جمع‌بندی و بحث در کارهای هوسمان
■    برنامه و نقشه «هوسمان» بیش از همه به این دلیل مورد نظر است که در واقع، اولین نمونه یک فعالیت مثبت و نسبتاً جامع برای ایجاد تغییر و تحول در شهری بزرگ و مدرن به شمار می‌رود. او موفق شد به طور قاطع و با دخالت مستقیم، شهر پاریس را تحت نظم و قاعده‌ای معین درآورد. در آن زمان این اقدامات او کاری زورگویانه و خشن تلقی می‌شد و او مجبور بود که انتقادات بسیار شدید و خصمانه‌ای را چه از طرف سیاستمداران و چه از جانب سایر مردم تحمل کند «هوسمان» در واقع، نماد و نماینده قرن نوزدهم در کار و تولید است.
■    وی در مدت هفده سال با نیرویی که از یک تصمیم استوار و دوراندیشی مایه می‌گرفت، بزرگ‌ترین شهر قرن نوزدهم را بر مبنای نگاهی عمدتاً مهندسی و پلی‌تکنیک به وجود می‌آورد. او به عنوان یک پیشرو، سال‌ها قبل از آن‌که اتومبیل به صحنه شهر وارد شود به مسأله عبور و مرور و حمل و نقل شهر توجه ویژه داشت. احداث خیابان‌های طویل و عریض و ایجاد دورنماهای وسیع با درخت‌کاری در جانب آن و نیز نماهای متحدالشکل ساختمان‌ها، از ویژگی‌های شهرسازی «هوسمان» است.
■    این اقدامات که مستقیماً بر شهرسازی عصر صنعت تأثیر گذاشت، با تمام عیوب و محاسنش با اجتماع زمان از هر لحاظ وفق می‌داد و به همین دلیل با موفقیت فوق‌العاده‌ای روبه‌رو شد، تا آن‌جا که به صورت رویه معمول تمام شهرهای اروپا درآمد و به خصوص پس از سال ۱۸۷۰ هر جا که مسائل شهرسازی مشابهی پیش آمد روش او مورد تقلید قرار گرفت. در تمام شهرهای بزرگ کشورهایی که بعد از فرانسه به جاده صنعت قدم نهادند، تقلید از نقشه پاریس و به تعبیری «شهرسازی هوسمان گونه» مشهود است.
■    هرچند بنا به تعبیر خود «هوسمان» اگر «ناپلئون» با دست پرجرأت شاهانه خود تغییراتی که در نقشه پاریس باید صورت می‌گرفت، رسم نکرده بود و او را تحت حمایت کامل خود قرار نمی‌داد، این همه تغییر و تحول در شهر پاریس بعید می‌نمود، اما، ویژگی‌های شخصی «هوسمان» و زیرکی و دوراندیشی، ظرفیت و استعداد و توجه به حقایق زمان و به خصوص شهامت و پیگیری وی در انجام اقدامات مذکور، بسیار تأثیرگذار بود. با این وجود، این اندیشه‌ها و طرح‌ها در چارچوب سیاست‌های شهرسازی معین با حمایت، تقویت و جوابگویی خواست‌های «ناپلئون سوم» توجیه می‌شوند و به عبارت دیگر، شخصیت بارز «هوسمان» تا حد زیادی مرهون شرایط سیاسی- اجتماعی دوره خود است که در قالب شدت عمل در پوزیتیویسم سیاسی تجلی یافت. موضوع آن است که دگرگونی‌های انجام شده به دست «هوسمان» از جهتی بسیار پیشتاز و متمایزند و از جهت دیگر، در آخرین تحلیل، وسیله‌ای برای جلوگیری از رشد تفکری نو، نیرومند و جامعه‌گرا هستند که در جهت عکس خواسته‌های «ناپلئون سوم» در حرکت بود.
■    ناشر «خاطرات هوسمان» در سال ۱۸۹۰ می‌نویسد: «در نظر همه، پاریس زمان ما، بیش از پاریس زمان امپراتوری به او تعلق دارد». در واقع، سیمای پاریس «هوسمان» برای کسی که از نمایشگاه سال ۱۸۸۹ دیدن می‌کرد، خیلی واضح‌تر و مشخص‌تر از پاریسی بود که در زمان خود او، در ۱۸۶۷ با بناهای نیمه تمام و خیابان‌های نیمه‌کاره‌اش به چشم  می‌خورد.
برداشت از دنیای اقتصاد
هو العلیم

 

  • gray wolf
  • ۰
  • ۰

  کنترل فشار خون با ورزش

 

مقدمه:

فشار خون بالا به فشار خون سیستولی که دائما بالاتر از 140 mmHg و فشار خون دیاستولی که دائما بالاتر از 90mmHg باشد اطلاق می شود. شیوع فشار خون بالا با بالا رفتن سن افزایش می یابد و در بین سیاه پوستان شایع تر از سفیدپوستان است. تقریبا 45 میلیون نفر از مردم آمریکا از فشار خون بالا رنج می برند و فقط 25 درصد آنها فشار خون خطرناک خود را کنترل می کنند. به یاد داشته باشید حتی فشار خون خفیف باید درمان شود. فشار خون سیستولی mmHg140-150 می تواند باعث افزایش 42 درصدی خطر سکته مغزی و افزایش 56 درصدی بیماری قلبی شود. افزایش فشار خون (چه سیستولی و چه دیاستولی) باید درمان شود. بالا بودن فشار خون در یک نوبت اندازه گیری چندان مهم نیست بلکه تشخیص بالا بودن فشار خون زمانی مسجل می شود که در سه مورد جداگانه و در دوره ای چند ماهه کنترل شده و بالا بوده باشد (مگر آنکه فشار خون در همان موعد اول خیلی بالا باشد.) اگر فشار خون سیستولی در حدود mmHg140-150 و دیاستولی در حدود 99 تا 90 mmHg باشد لازم است در طی دو ماه، دو بار بررسی مجدد انجام شود و اگر فشار سیستولی بیشتر از 160mmHg و فشار دیاستولی بیشتر از 10mmHg باشد باید حداکثر بعد از یک هفته تا یک ماه فشار خون ارزیابی شود و چنانچه به طور مداوم بالا باشد بیمار باید تحت درمان و ارزیابی جدی قرار گیرد.

فشار خون بالا در جوامعی که کلرورسدیم (نمک) کمتر مصرف می کنند اصولا وجود ندارد. به نظر می رسد که مصرف کلرورسدیم تا حد مورد لزوم برای سلامتی فرد ضروری است، اما مصرف زیاد آن به همراه وجود سایر عوامل می تواند در ایجاد این ضایعه مؤثر باشد. همان طور که گفته شد وجود عوامل خطر در ایجاد فشار خون بسیار مهم است، چون بیشتر ما می توانیم بدون ایجاد پرفشاری خون، رژیم غذایی پر نمک را مصرف نماییم. ژنتیک و چاقی نقش مهمی را در بروز فشار خون دارد و داشتن هر یک از افراد خانواده مبتلا به فشار خون بالا، خطر ابتلا به آن را افزایش می دهد. برای مثال کودکان مبتلا به فشار خون بالا به احتمال زیاد متعلق به خانواده هایی دارای سابقه چاقی و پرفشاری خون هستد. سایر عوامل مستعد کننده شامل سیگار کشیدن، مصرف مشروبات الکلی (بیشتر از 3 بار در روز) و برخی داروها مانند قرص ضد بارداری و داروهای ضد التهابی غیر استروییدی است.

 

رابطه ورزش و فشار خون

دلایل حاکی از آن است که ورزش بروز و شدت عوامل خطرزای قلبی عروقی، همچنین پرفشاری خون را تقلیل می دهد و کاهش مصرف داروی ضد پرفشاری خون را امکان پذیر می کند و متعاقب آن از ریسک مرگ زودرس می کاهد. تصمیم به درمان یا عدم درمان بیمار با پرفشاری خون خفیف توسط ورزش می تواند از طریق ارزشیابی نتایج خاص از یک برنامه ورزشی ارائه شده مشخص شود.

شواهد اخیر نشان می دهد که آمادگی جسمانی حد مطلوب با پایین بودن فشار خون سیستولی در حالت استراحت ارتباط دارد و کم شدن وزن و پرهیز از مصرف دخانیات و مشروبات الکلی به کاهش بیشتر فشار خون کمک می کند. بررسی متون نشان داده است که کم شدن فشار خون با انجام ورزش با شدت متوسط میسر است و انجام فعالیت فیزیکی سبک مانند راه رفتن یا باغبانی کردن که مجموعا به سبک زندگی کم تحرک مرتبط است در کاهش آن نقش زیادی ندارد. در این مورد افراد سالمند استثنا هستند، برای مثال تمرین کردن با شدت متوسط برابر 50 درصد مصرف اکسیژن بیشتر یا حد میزان آمادگی نهایی تقریبا به طور کامل فشار خون صبح هنگام را در فرد پایین می آورد و همچنین بر کیفیت تمرین فیزیکی تأثیر مفید دارد. کم شدن فشار خون صبح هنگام به طور خاص مهم است زیرا در این زمان به علت تغییر یافتن کنترل اعصاب سمپاتیک به پاراسمپاتیک احتمال خطر ناتوانی و مرگ ناشی از قلبی عروقی بیشتر است.

توصیه های ورزشی ارائه شده به بیماران با پرفشاری خون (تعداد جلسه ای ورزش در هفته، نوع، مدت و شدت آن) اختلاف قابل توجهی با افراد سالم دارد.
از نتایج بررسی های انجام شده تاکنون چنین بر می آید که تجویز نسخه ورزشی به میزان 70-40درصد حد نهایت آمادگی جسمانی یا به میزان حد 13-11 درصد شدت تمرین (RPE) تأثیر زیادی در پایین آوردن فشار خون در مقایسه با ورزش با میزان شدت زیاد دارا می باشد. کاهش فشار خون ناشی از ورزش کردن معمولا در طی 5-4 هفته حاصل می شود و تا زمانی که برنامه ورزشی ادامه دارد حفظ می گردد. افرادی که به طور مشخص در حالت استراحت دارای فشار خون بالا هستند (سیستول 209-180 mmHg ، دیاستول 119-110 mmHg) نباید قبل از دارو درمانی اقدام به انجام ورزش کنند.

 

مکانیسم کاهش فشار خون به وسیله ورزش

شایع ترین مکانیسم توضیح داده شده اثر روی شبکه عصبی سمپاتیک است. چندین مطالعه بزرگ طولانی مدت نشان داد است که کاهش تون آدرنرژیک با کاهش فشار خون همراه است (از میزان کاتکولامین های سرم به عنوان نشانه تون آدرنرژیک در تعدادی از این مطالعات استفاده شده بود.) کاهش تون سمپاتیک که با مکانیسم های مختلف باعث افزایش فشار خون می شود احتمالا از مهمترین علل کاهش فشار خون به وسیله ورزش است. کاهش مقاومت محیطی نسبت به انسولین یکی دیگر از مکانیسم های احتمالی است. ورزش با کاهش مقاومت محیطی نسبت به انسولین باعث کاهش انسولین سرم می شود.

کاهش وزن ایجاد شده به وسیله ورزش نیز یکی از مکانیسم های احتمالی مطرح شده است که احتمالا کاهش چربی بدن رکن مهم این کاهش وزن است. هر چند تعدادی از مطالعات نشان می دهد که کاهش فشار خون همراه با 18 ماه برنامه تغذیه ای و پیاده روی وابسته به میزان کاهش وزن است اما ضرورتا کاهش درصد چربی بدن در آن مؤثر نیست.

ارتباط بین کاهش وزن و کاهش فشار خون قطعی نیست زیرا در بررسی های انجام شده تمامی بیمارانی که کاهش وزن داشته اند کاهش فشار خون را نشان ندادند و همچنین همه بیمارانی که به طور قطعی در آنها کاهش فشار خون ایجاد شده کاهش وزن نداشته اند.

پاسخ ریلاکسیشن که به صورت افت فشار خون بعد از ورزش مشخص می شود؛ مکانیسم احتمالی دیگری می باشد. مطالعات اخیر نشان داده اند که سیستم عصبی مرکزی و سرتونرژیک که با واسطه اپیوئیدهای درونزا پاسخ می دهند ممکن است نقش کلیوی در این پاسخ بازی کنند. یک مطالعه بزرگ نشان داد در افرادی که بعد از جلسات ورزش هوازی با شدت متوسط کاهش فشار خون داشته اند 40 درصد کاهش در ترافیک عصب سمپاتیک ایجاد شده است. نتایج یک سری از مطالعات انجام شده به وسیله Hoffman نشان می دهد که هر دو مکانیسم محیطی و مرکزی درگیر در فعالیت راه های سرتونرژیک و اپیوئیدهای درونزا، به عنوان جلوگیری کننده سیستم عصبی سمپاتیک و در نتیجه به عنوان کاهنده فشار خون عمل می کنند.

در مورد نقش بارورسپتورهای شریانی در کنترل فشار خون اختلاف نظر وجود دارد. اینکه آیا ورزش طولانی مدت بر روی بارورسپتورها اثر دارند و عمل این رسپتورها در اثر این فعالیت ها افزایش یا کاهش می یابد اختلاف نظر است. اما مطالعات متعدد نشان داده است که ورزش مداوم کنترل بارو رفلکس را خفیف و ترافیک عصب سمپاتیک را کم کرده در نتیجه باعث کاهش فشار خون می گردد.

تغییرات ساختمانی و آنابولیک اولیه در عروق محیطی (افزایش نسبت دیواره به قطر داخلی شریانچه ها) در پاسخ به افزایش گذرای فشار خون، می تواند باعث افزایش مقاومت عروق محیطی گردد. که مکانیسم پاتوفیزیولوژیکی دیگری جهت افزایش فشار خون است. همچنین افزایش گذرا در مقاومت کل عروق محیطی باعث تغییرات مرکزی در برون ده قلب می گردد که در افزایش فشار خون مؤثرند. نشان داده شده است که طی ورزش با شدت پایین تا متوسط (60-50% حداکثر ضربان قلب) یک اثر کاهنده بر روی فشار خون دیاستولی ایجاد می شود. احتمالا در ورزشهای با شدت کم، قبل از آنکه فشار کاری بالا منجر به افزایش قابل ملاحظه برونده قلبی شود، یک کاهش در مقاومت محیطی کل عروق رخ می دهد که باعث این فشار خون می شود.

یکی دیگر از اثرات ورزش در کاهش فشار خون تأثیر بر نسبت رشته های سمپاتیک است. ورزش های ایزوتونیک می تواند باعث کاهش نسبت به این رشته ها گردند که حساسیت نسبت به انسولین را افزایش داده در نتیجه فشار خون را کم می کند در مجموع مکانیسم های مختلفی اثر ورزش را در کاهش فشار خون حالت استراحت توضیح می دهند که شامل کاهش تون سمپاتیک، کاهش وزن، کاهش سطح انسولین سرم، ضعیف شدن بارورسپتورها، ترشح اپیوئیدهای درون زا و تغییرات در مقاومت عروق سیستمیک می باشند.

 

توصیه جهت شرکت مبتلایان به فشار خون بالا در فعالیت های ورزشی

قبل از آنکه در رابطه با توصیه های لازم برای شرکت افراد مبتلا به فشار خون بالا در فعالیت ورزشی بحث شود، لازم است توصیه های مربوط به حضور افراد طبیعی جامعه در ورزش بررسی گردد. توصیه های کالج پزشکی ورزشی آمریکا و مراکز کنترل بیماری را در زیر مشاهده نمایید.

نوع ورزش: ورزش وازی
تعداد جلسات:3-4 بار در هفته
مدت: 20-30 دقیقه در هر جلسه
شدت: 60-85% حداکثر ضربان قلب

 

آیا این توصیه های پیشنهادی برای افراد با فشار خون بالا قابل اجراست؟
نکته مهم در تغییر توصیه های ورزشی در مبتلایان به فشار خون بالا، این عقیده است که احتمالا شدت ورزش متوسط (55-60%) و نه شدید (70-90%) حداکثر اثر مطلوب را در کنترل فشار خون دارد. مطالعه بر روی رتها که به صورت ژنتیکی فشار خون بالا داشتند، نشان داده که فعالیت ورزشی با شدت متوسط، فشار خون در حال استراحت را کاهش و فعالیت ورزشی با شدت زیاد فشار خون در حال استراحت را افزایش می دهد.

در مطالعات بر روی بیماران با فشار خون خفیف، طی فعالیت حاد با 55-60% حداکثر ضربان قلب، فشار خون دیاستولیک 15-20 میلی متر در مقایسه با حال استراحت کاهش نشان می دهد و وقتی که شدت ورزش افزایش یابد بالای (70%) یک افزایش حاد در فشار خون دیاستولی ایجاد می گردد. فشار خون سیستولی تقریبا بصورت خطی با افزایش درجه شدت ورزش افزایش می یابد در حالی که فشار متوسط شریانی مانند فشار دیاستولی یک نزول و صعود را نشان می دهد.

مکانیسم احتمالی این گونه است که کاهش فشار خون در ورزش با شدت کم به علت کاهش حاد در مقاومت محیطی کل، قبل از آنکه برون ده قلب به طور مشخص افزایش یابد، ایجاد می شود و وقتی با افزایش شدت فعالیت برون ده قلب افزایش یافت، کاهش مقاومت محیطی جبران شده و سپس فشار خون افزایش می یابد. مطالعات تجربی نشان داده که اجرای جلسات منظم ورزشی با شدت متوسط نه فقط باعث کاهش حاد در فشار می شود، بلکه باعث کاهش پیوسته در فشار خون در حال استراحت نیز می گردد.

  • gray wolf
  • ۰
  • ۰

روشهای مطالعه

مقدمه


آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که هنگام مطالعه از چه روشی استفاده می‌کنید؟ یک روش مطالعه صحیح و اصولی می‌تواند بسیاری از مشکلات تحصیلی را از بین ببرد. بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که افرادی که در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند، روش صحیحی برای مطالعه داشتند. یادگیری (learning) مسئله‌ای است که در سراسر طول زندگی انسان بویژه در دوران دانش آموزی و دانشجویی اهمیت زیادی دارد. چرا که دانش آموزان و دانشجویان همیشه در معرض امتحان و آزمون قرار دارند و موفقیت در آن آرزوی بزرگشان است.
شاید به افرادی برخورده باشید که می‌گویند: همه کتابها و جزوه‌ها را می‌خوانم، اما موقع امتحان آنها را فراموش می‌کنم، یا من استعداد درس خواندن را ندارم، چون با اینکه همه مطالب را می‌خوانم اما همیشه نمراتم پایین است و یا ... . بسیاری از اینگونه مشکلات به نداشتن یک روش صحیح برای مطالعه باز می‌گردد. عده‌ای فقط به حفظ کردن مطالب اکتفا می‌کنند، بطوری که یادگیری معنا و مفاهیم را از نظر دور می‌دارند. این امر موجب فراموش شدن مطالب بعد از مدتی می‌شود، در واقع آنچه اهمیت دارد یادگیری معنا و مفهوم است، چیزی که نمی‌توانیم و نباید از آن دور باشیم.
برای آنکه مطلبی کاملا آموخته شده و با اندوخته‌های پیشین پیوند یابد، باید حتما معنا داشته باشد، در این صورت احتمال یادگیری بیشتر و احتمال فراموشی کمتر خواهد شد. بنابراین قبل از اینکه خود را محکوم کنیم به نداشتن استعداد درس خواندن ، کمبود هوش ، کمبود علاقه ، عدم تونایی و سایر موارد ، بهتر است نواقص خود را در مطالعه کردن بیابیم و به اصطلاح آنها بپردازیم. در اینصورت به لذت درس خواندن پی خواهیم برد. اولین قدم در این راستا آن است با اندکی تفکر عادتهای نامطلوب خود را در مطالعه یافته و سپس عادتهای مطلوب جایگزین آن گردد.



برای تغییر عادات مطالعه مراحل زیر را باید در نظر گرفت:

آگاهی ،درباره موضوع
1. علاقه
2. ارزیابی ،ارزیابی اطلاعات بدست آمده با در نظر گرفتن موقعیتهای موجود
3. مطابقت خود با فکر تازه و اختیار و قبول آن

انواع روشهای مطالعه
روش پس ختام
این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.
مراحل پیش خوانی
در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر می‌باشد.
مرحله سؤال کردن
پس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری می‌گردد.

مرحله خواندن
در این مرحله به خواندن دقیق و کامل مطالب کتاب پرداخته ، که هدف فهمیدن کلیات و جزئیات مطالب و نیز پاسخگوی به سؤالات مرحله قبل می‌باشد. در مرحله خواندن برای فهم بهتر مطالب می‌توان از کارهایی مثل یادداشت برداری ، علامت گذاری و خلاصه نویسی بهره جست.


مرحله تفکر
در این مرحله هنگام خواندن ، ساختن سؤالها ، و ایجاد ارتباط بین دانسته‌های خود ، درباره مطلب فکر کنید. در این مورد نیز مهمترین اصل همان بسط معنایی است. بسط معنایی ممکن است در مراحل پنجم و ششم نیز یعنی در مراحل از حفظ گفتنی و مرور کردن نقشی داشته باشد.
مرحله از حفظ گفتنی
در این مرحله باید بدون مراجعه به کتاب و از حفظ به یادآوری مطالب خوانده شده پرداخته شود و بار دیگر به سؤالاتی که خود فرد طرح کرده بود پاسخ دهد. در اینجا باید مطالب آموخته شده را در قالب کلمات برای خود کرده ، در غیر اینصورت لازم است که مجددا به خواندن مطالبی که آموخته نشده پرداخته شود. مرحله از حفظ گفتنی در پایان هر بخش انجام می‌گیرد و وقتی بخشهای یک فصل به اتمام رسید به مرحله بعد ، یعنی مرور کردن یا آزمون وارد می‌شویم.
مرحله مرور کردن
این مرحله ، که مرحله آزمون نیز می‌باشد، در پایان هر فصل انجام می‌گیرد. در اینجا به مرور موضوعات اصلی و نکات مهم و نیز ارتباط مفاهیم مختلف به یکدیگر پرداخته و در صورت برخورد با موضوعات مورد اشکال به متن اصلی یا مرجع مراجعه شود. یکی از راههای کمک به این مرحله پاسخگوئی به سئوالات و تمرینات پایان فصل است: اجرای این مرحله می‌تواند مقداری از اضطراب امتحان را کاهش دهد.

روش دقیق خوانی
هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که می‌تواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:
تکنیک خلاصه برداری
به نوشتن عبارت ، مفاهیم و موضوعات کلیدی متن پرداخته ، بطوری که در مرور مطالب ، با نگاه کردن و خواندن خلاصه‌ها ، همه مطالب خوانده شده را یادآوری کند. یک روش بسیار مطلوب این است که از خلاصه‌ها نیز دوباره خلاصه برداری شود.6
تکنیک سازماندهی مطالب
این تکنیک باعث افزایش درک و سرعت یادگیری و سهولت در بازیابی مطالب آموخته شده می‌شود. برای سازماندهی مطالب استخراج سه بخش از متن اصلی مورد مطالعه لازم است که عبارتند از:
موضوع اصلی: موضوعی که تمامی مطالب را در بر می‌گیرد و بقیه مطالب حول و حوش آن می‌چرخد.
نکته‌های اصلی: خطوط و اندیشه‌های اصلی و مهم هستند که در مجموع موضوع اصلی را می‌سازند و از صراحت بیشتری برخوردار است.
نکات جزئی: اطلاعات جزئی‌تر هستند که بصورت مثالها ، نمونه‌ها ، عکس و تصویر اطلاعات واقعی مطرح می‌گردند.

تکنیک علامت گذاری در متن
در این تکنیک علامتهایی را بر روی متن اصلی انجام داده ، از قبیل علامت گذاری به شکلهای مختلف در متن ، خط کشیدن زیر عبارات مهم ، حاشیه نویسی و ... ، این موارد بسته به صلیقه‌های افراد متفاوت می‌باشد. اما نکته مهمی که در هر نوع علامت گذاری حائز اهمیت است این است که ، بهتر است همانند تکنیک سازمان دهی ، مطالب را در سه دسته مجزا) موضوع اصلی ، نکته اصلی ، موارد جزئی ( قرار داده و آنها را با علامتهای مختلف نشان دهید.
در کنار روش مطالعه عوامل محیطی نیز در میزان یادگیری تأثیر دارد. یک محیط مناسب باعث توجه و تمرکز بهتر و بیشتری می‌شود.
حذف عوامل مزاحم فکری
مواردی هست که بخش عظیمی از وقت و فعالیت ذهنی را موضوعاتی به خود مشغول می‌دارند که هیچ رابطه با موضوع ندارند، موضوعاتی مانند: رفتار معلمان و استادان ، افزایش شهریه و نوع رفت و آمد و … برخی از موضوعاتی هستند که موقع مطالعه اگر به آنها فکر شود از کارایی مطالعه می‌کاهد. برخی حتی خیال پردازیهایشان را موقع مطالعه انجام می‌دهند؛ که به شدت فکر را آشفته کرده و تمرکز را از بین می‌برد. توصیه کلی این است که اگر ذهن خود را از افکار مختلف پاک کنید تا بر روی موضوع مورد مطالعه تمرکز کنید، مطالعه را کنار بگذارید و زمانی مطالعه را شروع کنید که سرحال، علاقمند و متمرکز هستید.
فراهم کردن محیط مناسب
محل و مکانی که مطالعه در آنجا انجام می‌شود باید مناسب باشد. منظور از محل مناسب مکانی است که آرام ، ساکت و دور از عوامل مزاحم محیطی باشد، این باعث تمرکز بهتر روی موضوع مطالعه می‌شود. بعضی افراد محل و زمانی را برای مطالعه انتخاب می‌کنند که بسیار شلوغ و پر سرو صدا است و بعضی از افراد رختخواب را برای مطالعه انتخاب می‌کنند و توقع یادگیری سطح مطلوب را دارند، ولی از این حقیقت غافلند که این محلها بدترین محل برای مطالعه است.
بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((10 بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا" باید 10 بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرورکرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرارکردتا یادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
1- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
2- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
3-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
4- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.
برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه ازروی یادداشتهای خودمطالب رامرور کرد . یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن خط کشیدن زیرنکات مهم حاشیه نویسی خلاصه نویسی کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز
1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .
2- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا" درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .
3- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.
4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .
5- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .
6- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))
شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
1- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
2- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
3- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
4-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
5- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
6- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
7- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.
8- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .
9 – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
10-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
11 –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چندتوصیه مهم که بایدفراگیران علم ازآن مطلع باشند.
1- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از 30 دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا" با همین روال شروع به مطالعه کرد.
2- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
3- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا" یادداشت برداری ننمائید .www.zibaweb.com
انسان به عنوان یکی از موجودات عالم ، امتیازات زیادی نسبت به سایر موجودات دارد. یکی از این امتیازات قدرت یادگیری ، تفکر و حفظ اطلاعات است . قدرت یادگیری و حفظ اطلاعات باعث تفاوت میان انسان و حیوان شده و نیز برتری انسان را نسبت به سایر موجودات به اثبات رسانده است.
بنابراین درگیری فکری با استعداد سوال بر انگیز حافظه و یادگیری در حافظه محدود به زمان حاضر که مادر آن زندگی می کنیم نیست بلکه بسیاری از تمدنها در گذشته منشاء و کارکرد حافظه را مدنظر داشته اند .
بیش از ۲۵۰۰ سال پیش ، یونانیان ، هنری را در باره حافظه اختراع کردند که عموما" تحت عنوان تدابیر((یادیار)) نامیده می شود . و به معنی نقش بستن اثرات مکانها و تصاویر بر روی حافظه است .
اولین سیستم تقویت حافظه به وسیله شاعر یونانی به نام سیمونیدز ((Simonides ))در قرن پنجم و ششم قبل از میلاد پدید آمده است .
شرح واقعه چنین است که سیمونیدز ، تالار ضیافتی را که در آن شعر طویلی را ایراد کرده بود برای چند لحظه ترک کرد . در همین حین ، سقف تالار فرو می ریزد و در نتیجه تخریب تالار و مرگ میهمانان ، هویت آنان غیر قابل شناسایی می شود . اما پس از بازسازی تالار ، سیمونیدز توانست جایگاه دقیق هر یک از حاضرین را بیش از قرائت شعر بیاد آورد و تمامی آنها را شناسایی کند بدین ترتیب بود که نخستین تئوری تداعی در بخاطر سپاری و اساس تمامی سیستمهای منمو تکنیک (تدابیر یادیار )پدید آمد .
افلاطون می گوید : روح دارای بستری است از موم قالب سازی شده که منحنی ، غلظت و خلوص آن در افراد مختلف متفاوت است و همین موم نقش احساسات و اندیشه ها را می پذیرد. این نقش حک شده که از حیث برجستگی مانند نقوش یک مهر به نظر می رسد ، همانند نشانه ای از اشیاء است که امکان بخاطر آوردن آنها را فراهم می سازد . اگر نشانه ای ناپدید و فراموش می شود ، به این خاطر است که به طور کامل بر روی این موم حک نشده است .
ارسطو معتقد بود:حافظه مجموعه ای از تصاویر ذهنی است که تنهااز راه تاثیرات حسی به دست می آید . وی تنها کسی بود که قوانین منموتکنیک را به صورت تداعی پایه ریزی کرد. سنت توماس اکیناس ، سه قانون اولیه تداعی ارسطو را احیاءکرد.
۱-قانون تشابه : خاطره مشابه با تاثیر معینی به یاد می ماند .
۲-قانون عکس یا متضاد : اگر دو یا چند تاثیر ، آنتی تز یکدیگر باشند داشتن یکی سبب یاد آوری دیگری می شود.
۳-قانون همزمانی یا همراهی : اگر دو یا چند تاثیر همزمان اتفاق بیافتند ، بروز یکی سبب یاد آوری دیگری می شود .
بنابراین براساس نظریات داده شده می توان گفت حافظه عبارت است از کنشی که احیای تجارب گذشته را در بر می گیرد . یا یک استعداد همگانی در بخاطر سپاری رویدادها و اطلاعات و همچنین یاد آوری آنهاست پس حافظه قابلیت رشد ، تقویت و پرورش را داشته و بیش از همه به بکارگیری و تمرین نیاز دارد .حافظه شبیه عضله می باشد که با تمرین کردن پرورش یافته و تقویت می گردد و در صورت عدم بکارگیری سست و تنبل می شود .
در این مقاله قواعدی را بیان می کنیم که شما را در داشتن یک حافظه خوب یاری می کنند . همچنین تکنیکهای ساده و در عین حال کاملا" موثر و کاربردی را ارائه می دهیم که پس از مطالعه و یادگیری و در صورت بکارگیری آنها شاهد تحول بسیار چشمگیری در روند بخاطر سپاری مطالب خواهید بود .
تقویت و بهبود حافظه همان یادگیری بهتر است . تقویت حافظه یعنی رعایت اصول و قوانین حاکم بر یادگیری ، اگر قوانین حاکم بر یادگیری را خوب رعایت کنیم بهتر یاد خواهیم گرفت و در نتیجه احساس می شود که کارائی حافظه بالا رفته است پس حافظه ما تقویت شده است تقویت حافظه یا پرورش حافظه همان عوامل موثر بر یاد آوری است که روان شناسان به عنوان روشهای پرورش حافظه پیشنهاد کرده اند . قبل از بیان روشهای موثر در بخاطر سپاری ،اصول حاکم بر یادگیری را ذکر می کنیم که عبارتنداز :
۱- مرحله اول – توجه : اولین گام در جریان هریادگیری توجه است .
۲- مرحله دوم – زبان گردانی : گام دوم در یادگیری ((زبان گردانی )) مطالب مهم است . زبان گردانی عبارت است از تبدیل مطالب شنیده یا خوانده شده به زبان مشخص و معنی دار . این کار را می توان از طریق برگرداندن مطالب به زبان خودمان یا ایجاد تصویری در ذهن از مطالب مزبور انجام داد .
۳- مرحله سوم – پیوند مطالب جدید با دانسته های قبلی : مرحله سوم در یادگیری کلامی بسیار مهم است . اگر به مطلبی توجه کرده و آنرا به زبان خود برگردانده باشید . بازهم بیش از چند لحظه در خاطرتان باقی نخواهند ماند. برای فراموش نکردن و بخاطر سپردن چنین مطالبی در حافظه بلند مدت ، باید از مکانیسم پیوند استفاده کرد. منظور از پیوند ایجاد ارتباط بین مطالب جدید و دانسته های قبلی است .
●ویژگیهای راههای بهبود حافظه
الف : اصول استفاده از حافظه
ب : بهداشت حافظه
ج : اصول اولیه مطالعه
د : درک و یادگیری و یاد سپاری

الف -اصول استفاده از حافظه :
۱-آموزش : به وسیله آموزش می توان عمل فراگیری یا بهره گیری از حافظه را که یک فعالیت مستقیم و قابل کنترل است افزایش داد. www.zibaweb.com
۲-علاقه:اگربه موضوعی علاقمند باشید بهتر آن را یاد می گیرید.موضوع مورد مطالعه و همچنین میزان علاقه ای که خواننده نسبت به مطلب دارد ، در بخاطر سپاری آن مطلب در حافظه تاثیر زیادی دارد بخاطر سپردن موضوعات مورد علاقه در حافظه به سهولت انجام می گیرد . و همچنین به آسانی می توان آنها را بیاد آورد بنابراین علاقه در یادگیری نقش دارد . هر چه قدر حافظه قوی داشته باشیدبه خاطر سپردن مطالبی که به آنها علاقه ای ندارید امکان پذیر نخواهد بود . فقط از راه ایجاد علاقه در خود می توانید از عهده این کار بر آیید.
۳-تمرکز حواس : داشتن تمرکز حواس هنگام یادگیری موجب می شود که مطالب آموخته شده بهتر در حافظه باقی بماند . اصولا" بدون داشتن تمرکز نمی توان مطلبی را به خوبی فهمید . باید هنگام مطالعه تمامی حواس خود را بر روی مطالب متمرکز کنید تا بتوانید آنها را به حافظه خود بسپارید . برای ایجاد تمرکز باید شرایط مطالعه را نیز رعایت کنید . در واقع با رعایت شرایط مطالعه موقعیت مناسبی را برای تمرکز و یادگیری بهتر مطالب ایجاد می کنید.
۴-طبقه بندی مطالب مورد مطالعه : (ارتباط ) :یکی از اصول حاکم بر حافظه اصل ارتباط و بهم پیوستگی است یعنی ، حافظه مطالب مرتبط و به هم پیوسته را بهتر در خود جای می دهد و هر چقدر آموخته های شما بیشتر با همدیگر ارتباط داشته باشند به همان نسبت به خاطر سپاری و بیاد آوری آنها آسانتر خواهد بود. حافظه به شکل زنجیره ای عمل می کند . بنابراین مطالب باید به صورت زنجیره ای ، پیوسته و در ارتباط باهم در آیند تا کار بخاطر سپاری و از آن مهمتر، عمل بیاد آوری راحت باشد.
۵-خوب درک کردن ( درک مفاهیم ):پرفسور ((ربروت توکه )) می گوید : ((درسی که کاملا" فهمیده شود از قبل یاد گرفته شده است .)) پس اگر مطلبی را بجای حفظ کردن بفهمید ،بهتر در حافظه ضبط و بایگانی می گردد.واصولا" اگرمتنی به خوبی درک شود ، کمتر فراموش می شود . قبل از آنکه بخواهید مطلبی را حفظ کنید ، ابتدا باید آن مطلب را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهید . و هنگامی که آنرا به خوبی درک کردید بخاطر بسپارید .
۶-اعتماد به نفس : اعتماد به حافظه نخستین گام تقویت حافظه است ، باید به قوی بودن حافظه خود اعتماد داشته باشید . باید از کاربرد کلمات و جملاتی که موجب تضعیف حافظه می شوند جدا" خودداری کنید . حتما" از گفتن جملاتی نظیر حافظه ام یاری نمی کند ، حافظه ام ضعیف شده است …. خودداری کنید. چرا که با گفتن این جملات ، به خودتان تلقین می کنید که واقعا" حافظه تان ضعیف شده است ، در آن صورت حافظه نیز به یاری شما نمی شتابد.7
نتیجه : آنچه که در ذهن شماست نتیجه یادگیری و بخاطر سپاری صحیح است . بخاطر سپاری مهارتی قابل کسب است حافظه را می توان طوری تربیب کرد که موثرتر انجام وظیفه کند .کسانی که به روشهای یادگیری خود توجه بیشتر دارند و هنگام به خاطر سپردن مطلبی تمرکز حواس داشته باشند و مطالب را با نظم وترتیب در حافظه ضبط کنند آن موقع به خاطر آوری مطلب در آنها آسانتر خواهد بود.
ب - اصول بهداشت حافظه :
چگونه می توان یک حافظه بهتر داشت ؟یادگیری و حفظ مطالب به چند صورت امکان پذیر است ؟
چگونه می توان حافظه را به فعالیت وا داشت ؟
ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذائی و مراقبت دارد . همانطور که به وضع پوشش خود دقیق هستیم باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز دقت کنیم . هنگام کار و فعالیتهای ذهنی ،برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید موارد بهداشتی زیر را رعایت کرد :
۱-تاثیر تغذیه مناسب بر حافظه ( اعم از اکسیژن و غذا ) : تغذیه مناسب یکی از مهمترین عوامل در افزایش کارایی حافظه است . کلسیم و منیزیم و فسفر سه عنصر اساسی و ضروری برای حافظه به شمار می آید و باید با تغذیه مناسب مانند : جوانه گندم ، لبنیات ،جگر ، بادام ، گردو ، فندق ، سبزیجات و تخم مرغ می توان مواد مورد نیاز مغز را تامین کرد . و در فعالیتهای شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی ، نان ، وقند بپرهیزید و تا حد امکان از غذاهای دارای پروتئین مانند تخم مرغ ، گوشت – جگر سیاه و ماهی استفاده کنید . به طور کلی در نظر داشته باشید که پرخوری و معده سنگین فعالیت ذهنی را سست و محدود می کند
۲-تاثیر دخانیات و مواد مخدر: استفاده از سیگار و دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود بلکه عمل طبیعی سیستم عصب و حافظه را مختل کرده و اثرات دائمی دارد و با عدم استفاده از آنها می توانیم کارایی حافظه را بالا ببریم .
۳-تاثیر استرس بر حافظه :استرس یکی از عواملی است که موجب رکود ذهن در مرحله فکر کردن می شود . استرس در دو مرحله مهم باعث اخلال در عمل حافظه می شود : یکی در مرحله ثبت اطلاعات و دیگری در مرحله یاد آوری اطلاعات . مسائلی چون مرگ یا حادثه ناگوار برای یکی از اعضای خانواده ، ترس ، خوشحالی بیش از حد و ازدواج می تواند بر کارایی حافظه تاثیر گذارد .
توجه : اکثر دانش آموزان موقع امتحان بیشتر به طرف پایین خیره می شود که این عمل کارایی حافظه را در یاد آوری مطالب پایین می آورد پس بهتر است که با چشمانی باز به گوشه بالا و چپ یا بالا و راست بنگرید . این عمل فیزیکی به نیمکره های مغز کمک می کند تا همکاری بهتری داشته باشند و امکان دستیابی شما به اطلاعات را فراهم آورند .
۴-تاثیر استراحت در حافظه : هنگام مطالعه نباید خسته باشید ، اگر احساس خستگی می کنید کمی باید استراحت کنید و بعد مطالعه را شروع کنید . پس از یادگیری نیز حتما" استراحت کنید تا آموخته های شما مجال استحکام و پایداری در حافظه را پیدا کنند و از به وجود آمدن عامل تداخل جلوگیری شود.
۵-تاثیر آرامش در حافظه : تا حدممکن در هنگام مطالعه آرامش بیشتری داشته باشیدچون در وضعیت آرامش ، امواج آلفا که بین ۱۳-۸ هرتزاست در مغز منتشر می شود . در این حالت انسان می تواند از حداکثر نیروهای مغز خویش بهره جوید و یادگیری و بخاطر سپاری را تسهیل بخشد . در ضمن حفظ آرامش و حالت طبیعی ارگانیسم کارکرد طبیعی مغز و اعصاب را نیز تسهیل می کند.
ج- اصول اولیه مطالعه :
اولین اصل قبل ازشروع مطالعه چیست ؟ چگونه می توان بازده مطالعه را افزایش داد ؟ نحوه تفکرات واراده چه نقشی در مطالعه و کارهای روزمره دارد؟ و بهترین زمان و مکان مناسب برای مطالعه چیست ؟ یکی از ضروری ترین و کاملترین ابزار پیشرفت انسان مطالعه است برای اینکه بتوانید مطالعه بهتری داشته باشید تا بازیابی و بخاطر سپاری آن آسان باشد اصول زیر را باید رعایت نمائید :
۱-هدف : تیری که بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. قبل از شروع مطالعه باید حتما" هدف خود را مشخص کنید . زیرا وقتی که هدف خود را مشخص کردید آمادگی بیشتری برای خواندن و یادگیری خواهید داشت و داشتن هدف به شما کمک می کند تا در حین مطالعه دقت بیشتری داشته باشید و تمرکز حواس نیز بهبود می یابد ، بنابراین قبل از مطالعه هر کتابی ، هدف خود را به طور دقیق و واضح بیان کنید .
۲-برنامه ریزی : برنامه ریزی درسی ، این امکان را می دهد که بهتر ودر زمان مخصوص به خودش آن درس را بخوانید با طرح برنامه ، نظم خاصی به روند یادگیری خود می دهید . که این نظم خاص بمکانیسم حافظه در بخاطر سپاری مطلب کمک می کند.
۳- مکان و زمان مطالعه : مکان مطالعه باید آرام بوده ،از نور کافی برخوردار باشد و زمان مطالعه بهتر است موقع صبح باشد، حافظه وقع صبح فعال تر می باشد.
بنابراین قبل از شروع مطالعه باید هدف مشخص شود و به صورت معقول برنامه ریزی کنید و با علاقه وبدون هر نگرانی در اجرای برنامه نهایت سعی تان را بکار ببرید ورزش را به زندگی خود وارد کنید.


د - درک ، یادگیری و یادسپاری :


-چرا برای به خاطر سپردن مطالب یک کتاب ، چند بار آن را می خوانیم و پس از مدتی مطالب را فراموش می کنیم ؟
-آیا فهمیدن دلیل بریاد داشتن برای همیشه است و خلاصه نویسی به چه صورت باید انجام بگیرد؟
-رعایت کدام اصل بخاطر سپردن مطلب یک کتاب را برای همیشه امکان پذیر می سازد.؟
برای اینکه مطالب خوانده شده را در حافظه بلند مدت خود ضبط کرده و برای مدتهای طولانی – بدون مراجعه به اصل کتاب کل مطلب را به یاد داشته باشید و در مواقع لزوم با صرف وقت کمتر به یاد بیاورید می توان از روش خلاصه کردن و الگوهای یادآوری استفاده کرد.
۱-اصل الگوهای یادآوری : عبارت از درک مطلب و متن خوانده شده ونوشتن آنها به صورت کلمات کلیدی. این کار که همان خلاصه نویسی می باشد در هنگام مطالعه سبب افزایش تمرکز حواس و مانع از خواب آلودگی می شود و قدرت به یادسپاری مطلب را بالا می برد. بنابراین خلاصه نویسی و الگوهای یاد آوری که از اصول درک و یادگیری و یاد سپاری است دارای مراحل ذیل می باشد .
الف: یادداشت برداری : در یادداشت برداری نکات بصورت اصلی و فرعی نوشته می شوند بدین صورت که موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی شاخه های اصلی و فرعی می نویسید در اینجا از جمله نویسی پرهیز می کنید و از کلمات کلیدی استفاده می کنید . با توجه به اینکه یاداشت برداری و خواندن دو عمل مجزا می باشد و هر یک کار فیزیکی متفاوتی دارد لذا از خواندن توام با نوشتن پرهیز کنید زیرا در کار مغز اختلال ایجاد می کند .
ب – مرحله بازنگری و تکمیل : پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را بررسی، و آن را تکمیل و مرتب کرده ودر مرتب کردن سعی کنید کلمات کلیدی باهم ارتباط بیشتر داشته باشد.
ج – مرحله تعریف : بعد از آن دو مرحله متن اصلی را کنار گذاشته با نگاه کردن به الگوهای یاد آوری و کمک گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آنچه را یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح دهید. این مرحله مغز شما را پویا و فعال خواهد کرد .
د – مرحله تکرار و مرور : مرور و یاد آوری از فراموشی مطالب جلوگیری می کنند و حفظ و یاد آوری مطالب به همین عنوان است . اگر مطالب مرور وتکرار شود از فراموشی آن مطالب جلوگیری می شود .
بیش از ۹۰% از مطالب خوانده شده بعداز ۲۴ ساعت فراموش می شوند در حالیکه مرحله مرور مانع از فراموشی مطالب می شود . پس باید بعد از خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را تکرار و مرور کنید.
● اصول دیگر بازسازی و یادآوری :
۲- تداعی : برای بازسازی و یادآوری موضوعات جدید باید تداعی مناسب بین آنها بر قرار کنید، چون حافظه به صورت زنجیره ای عمل می کند پس باید هر یک از موضوعات را یکی از حلقه های زنجیر در نظر گرفت . آن وقت این حلقه ها را با کمک سیستم های تداعی بهم پیوند داد. اما از آنجا که هر چقدر این تداعی غیر منطقی تر باشد بهتر در حافظه باقی می ماند، بنابراین باید سیستم های تداعی را به صورت مضحک مبالغه آیز رنگهای غیر واقعی در آورد تا موضوعی بهتر در حافظه باقی بماند . بنابراین تداعی بین اطلاعات کمک بزرگی در بخاطر سپاری آنها می کند.
۳-تجسم : تداعی بین اطلاعات به تنهایی کافی نیست ، بلکه باید علاوه بر تداعی ، آنها را به وضوح و آشکارا در ذهن خود مجسم کنید . تجسم از اعمال نیمکره راست مغز است . بنابراین اگر در هنگام بخاطر سپاری از نیمکره راست مغز خود را نیز بهره بگیرید یعنی همزمان از دو نیمکره مغز خود استفاده کنید تداعی یادگیری و بخاطر سپاری اطلاعات چندین برابر می شود.8
بنابراین به طور کلی داشتن هدف ، اعتماد داشتن ، علاقه ، سلامتی ، اکسیژن کافی ،دقت ، تمرکز ، استراحت ، خواب کافی ، آرامش ، مدت یادگیری برنامه ریزی ، یادگیری با فاصله – تصمیم به خاطر سپردن ، خوب درک کردن و… از عوامل موثر در بهبود به خاطر سپاری و بازیابی حافظه است .
● نتیجه
به خاطر سپردن ، مهارت و هنری است همانند حرف زدن ، خواندن و فکر کردن هر کسی می تواند با تلاش و آموزش اصولی بهبود حافظه که ذکر کردیم هر یک از این مهارتها یا همه آنها را در خود تقویت کرده و بهتر انجام دهد. زمانی بود که اگر به صفحه ای از یک کتاب نگاه می کردید محال بود حتی مفهوم یک کلمه را درک کنید ولی پس از گذشت سالهای دبستان توانستید هزاران کلمه خوانده و میلیونها جمله بسازید بنابراین استعداد و ظرفیت داشته اید که توانائی نوشتن و خواندن در شما شکوفا گردد اما برای اینکه کارایی حافظه شما بهبود یابد باید توجه کنید که همانگونه که اعضا جسمی بدن انسان اگر حتی جنب وجوش طبیعی و معمولی خود را از دست بدهند و یا این جنب وجوش متوقف گردد موجب بی حالی و سستی می شود تا آنجا که گمان می رود او مریض است و نیاز به درمان دارد ، حافظه را هم اگر مدتی رها کرده و او را برای یاد سپاری های مختلف بکار نبرید ، کم کم حالت پویائی خود را از دست داده و انسان احساس می کند که حافظه او کارایی لازم را ندارد .پس می توانید با رعایت اصول بهبود حافظه، میزان کارایی حافظه خود را بالا ببرید .
● اصول بهبود حافظه عبارتنداز :
۱- اصل استفاده از حافظه
۲- اصل بهداشت حافظه
۳- اصل اولیه مطالعه
۴- اصل درک و یادگیری و یاد سپاری

مرور چیست؟


فرض کنید که فردی، مطلبی را به طور دقیق مطالعه کرده است.
سوال: آیا کار تمام شده است؟  قطعاً خیر!
- چرا؟
- به این دلیل که جایگاه درک مطلب بعد از خواندن دقیق، بستری متزلزل و غیرقابل اعتماد است.
این جایگاه در بهترین شرایط، تنها قابلیت نگهداری مطالب خوانده شده، حفظ شده و درک شده را تا 2 روز دارد و پس از آن با یک افت سریع و تصاعدی، حذف مطالب آغاز می‌شود.
این جایگاه «حافظه کوتاه مدت»(1) نام دارد؛ حافظه‌ای مهم، اما موقت که در مطالعه باید به عنوان یک واسطه به آن نگریسته شود. واسطه‌ای که وظیفه انتقال داده‌های ورودی از طریق مطالعه را به حافظه بلندمدت، به عهده دارد. www.zibaweb.com

● پس:
مکمل مطالعه دقیق هنر انتقال دادن مطالب خوانده شده به حافظه بلندمدت است. اساسی‌ترین راه در این زمینه نیز مرور است. (3)
درست است که با خواندن دقیق و یادگیری اصولی و درک عمیق، 90 درصد از راه مطالعه را می‌پیماییم؛ اما باید حواسمان باشد اگر 10 درصد باقی مانده مسیر تا مقصد نهایی را ادامه ندهیم، عملاً به هدف نرسیده‌ایم و کل تلاش انجام شده، بیهوده و ابتر می‌شود. به بیان ساده، بیشتر آنچه را که در زمان مطالعه به دست آورده‌ایم، به راحتی بر باد می‌رود.

● مرور هدفمند و سازمان‌دهی شده:
اساسی‌ترین عامل حفظ مطالب خوانده شده است.
اطلاعات مهم حافظه کوتاه مدت را که هنگام مطالعه به دست آمده، به حافظه بلندمدت منتقل می‌نماید.
زمان پایداری مطالب خوانده شده را در حافظه افزایش می‌دهد.
قشر خاکستری مغز (کورتکس) را فعال می‌کند.
مرور در کدام مرحله مطالعه صورت می‌گیرد؟
مرور یکی از قسمتهای مهم مرحله بعد از مطالعه است؛ یعنی – بر اساس یک زمان‌بندی دقیق که بعداً اشاره خواهیم کرد- پس از اینکه خواندن، یادگیری و درک کامل صورت گرفت، مرور شروع می‌شود.
مرور، عامل یادگیری نیست؛ ولی یادآوری را تضمین می‌کند.

● چه چیزی را باید مرور کرد؟
اساساً در مرور، از یادداشت‌برداری‌هایی که هنگام مطالعه تهیه کرده‌ایم، استفاده می‌شود. البته می‌توان از روی منابع اصلی (کتاب، جزوه و… ) هم مرور کرد که این کار نیز مفید است؛ اما مرور هر قدر صحیح‌تر و دقیق‌تر انجام شود، تأثیر آن قدرتمندتر و عمیق‌تر خواهد بود.

● جایگاه مرور در فهم مطالب چیست؟
فهم، شامل دو سطح و مرحله است که پس از هم به صورت مرتب صورت می‌گیرد. سطح اول فهم، ورود و پایداری اطلاعات خوانده شده در حافظه بلندمدت است که هدف از آن، دسترسی ارادی به اطلاعات خونده شده در هر زمان است؛ مثلاً در زمان برگزاری امتحان یا مباحثه یا تدریس، ما نیاز به فراخوانی کامل اطلاعاتی داریم که قبلاً مطالعه کرده‌ایم.
فهم سطح اول، پیش‌نیاز فهم اصلی یعنی فهم سطح دوم است. هدف فهم سطح دوم، خلق است؛ یعنی اینکه بتوانیم از اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت استفاده کرده و مطلب و مفهوم یا نظریه و فکر جدیدی را خلق کنیم.
حال به وظیفه مرور دقت کنید. مرور، وظیفه اجرای فهم سطح اول را بر عهده دارد؛ یعنی پایداری اطلاعات در حافظه بلندمدت.
از آنجایی که فهم سطح دوم بدون فهم سطح اول میسر نمی‌شود، مرور و جایگاه مرور در فهم مطلب، کاملاً روشن و مشخص می‌شود.

◊ مرور چگونه انجام می‌شود؟
مهم‌ترین عامل در چگونگی مرور، رعایت زمان‌بندی آن است. برای مثال، گیاهی تزیینی را تصور کنید که در گلدان زیبایی قرار دارد. آیا با یک آبیاری، ریشه‌های این گیاه می‌تواند برای همیشه از مخزن گلدان خود تغذیه کند؟
مطمئناً خیر؛ بلکه باید مثلاً هر 3روز یک‌بار به این گیاه آب داده شود؛ زیرا با هر بار آبیاری، نفوذ آب درخاک تا 3 روز می‌تواند جوابگوی گیاه باشد و اگر آبیاری مرتب صورت نگیرد، شاهد پژمردگی روز به روز آن گیاه زیبا خواهیم بود.
ذهن انسان هم نیاز به آبیاری منظم و مستمر دارد و با یک بار مطالعه، تا زمان بسیار اندکی ذهن می‌تواند از اطلاعات ورودی استفاده کند. اگر این اطلاعات ورودی را رها کنیم، پژمردگی ذهن و فراموشی مطالب، تنها نتیجه ممکن خواهد بود.
پس از گذشت 24 ساعت از زمان مطالعه، 70 درصد از محتوای خوانده شده فراموش می‌شود. این نقطه به قله فراموشی معروف است. پس حتماً باید مطالب خوانده شده را یک روز بعد از مطالعه، دوباره مرور کرد تا پایداری مطالب حفظ شود.
به جدول زیر دقت کنید:

نوع مرور شماره مرور زمان مرور مدت پایداری اطلاعات
الزامی 1 1 روز پس از مطالعه 10 روز
2 10 روز بعد از مرور اول 1 ماه
3 1 ماه بعد از مرور دوم 4 ماه
4 4 ماه بعد از مرور سوم 1 سال
اختیاری 5 1 سال بعد از مرور چهارم 2 سال
6 2 سال بعد از مرور پنجم 5 سال
7 5 سال بعد از مرور ششم 10 سال
8 10 سال بعد از مرور هفتم 20 سال
9 20 سال بعد از مرور هشتم 80 سال

در بخش مرور الزامی، چهار مرور منظم زمان‌بندی شده خواهیم داشت. مرور اول که یک روز پس از مطالعه خواهد بود، باعث می‌شود قشر خاکستری مغز فعال شود و محتوای مطالعه شده تا 10 روز در حافظه دوام یابد. پس مرور دوم، 10 روز بعد از مرور اول خواهد بود تا مطالب خوانده شده، به مدت یک ماه دیگر پایداری خود را حفظ نماید.
مرور سوم، یک ماه پس از مرور دوم و مرور چهارم، چهار ماه پس از مرور سوم خواهد بود. مرور چهارم باعث می‌شود یادآوری تمامی اطلاعات تا یک سال بعد از آن به راحتی انجام شود.
بخش مرور اختیاری، برای افرادی است که تمایل به استمرار طولانی مدت و پایداری همیشگی اطلاعات در حافظه بلندمدت خود را دارند.

تکنیک انباشتی تکراری

هرگاه قصد کردید مطالعه درس جدیدی را شروع کنید، حتماً در ابتدا دروس گذشته را سریع مرور کنید.
طبق تکنیک انباشتی تکراری، مطالعه دروس باید مانند غذاخوردن به صورت لقمه لقمه باشد تا حافظه انسان، لحظه به لحظه در وظیفه خود موفق‌تر و دقیق عمل کند.
البته زمان مرور دروس گذشته، همواره بسیار کوتاه است و از 10 دقیقه تجاوز نمی‌کند. مرور باید سریع، دقیق و با هدف تداعی مطالب مطالعه شده گذشته انجام شود. این یک تکنیک عملی برای تداوم مرور است.
امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند:
هر کس پی در پی دری را بزند و پافشاری کند، (در به رویش باز می‌شود) و داخل خواهد شد. (4)

برای مطالعه بیشتر:
1- شجری، ف؛ یادگیری خلاق؛ تهران، انجمن قلم ایران.
2- حسامی، احمد؛ نردبان ترقی؛ انتشارات طلوع اندیشه.
3- حسینی، سید محمدرضا ؛ روشهای علمی در برنامه‌ریزی، مطالعه و یادگیری؛ انتشارات شلاک.

پاورقی‌ها: www.zibaweb.com
1- برای آشنایی بیشتر با حافظه‌ها می‌توانید به بروشور «از حافظه چه می‌دانیم؟» مراجعه کنید.
2- این نمودار، حاصل تلاش دانشمندی به نام «ابینگ هاووس» است و به همین دلیل، به «منحنی فراموشی ابینگ هاووس» معرفی شده است.
3- البته روشهای برجسته‌سازی، رابطه و تداعی، کاربرد سازی و … نیز برای انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلندمدت، از اهمیت بسزایی برخوردارند.
اما جامعیت، سرعت و پایداری طولانی مدت، مرور را به کاربردی ترین روش انتقال تبدیل کرده است. (لازم به ذکر است که مرور، روشهای ذکر شده را نیز در خود جای داده است.
4- تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 193، ح 3758.
http://www.bashgah.net/l به نقل از مجموعه بروشورهای خشت اول، شماره 6
*******************************

چه کنیم تا مطالب مطالعه شده را فراموش نکنیم


گروهی از دنش آموزان از فراموش کردن آموخته های خود ویا از اینکه مطلب را در جلسه امتحان به یاد نمی آورند گلایه دارند.اگر شما جزء این دسته از دانش آموزان هستید نکات زیر می تواند به شما کمک نمائید تا دچار فراموشی نشوید.
بیشتر فراموشیهابدین علت است,مطلبی راکه خوانده ایدوارد حافظه بلند مدت شما نشده است یعنی درحقیقت گول حافظه کوتاه مدت راخورده اید.9
اگر می خواهید چیزی را درست بیاموزید وفراموش نکنید:


1 - موقع مطالعه تمرکز داشته باشید.

2-تمرین وتکرار پس از مطالعه را فراموش نکنید.

3-مطالب خوانده شده راحتما مرور کنید.

4-به محتوی ذهن خود با خواندن مطالب مشابه پشت سر هم نظم بدهید.

5-از علائم ونشانه ها برای یاد آوری مطالب استفاده کنید.
6 - استفاده از قلم وکاغذ هنگام مطالعه جهت تمرکزحواس را فراموش نکنید.

http://hamra.blogfa.com/post-1.aspx

****************************



چهل نکته مهم برای مطالعه


1. طبق برنامه مدرسه،درسهای هر روز را همان روز مطالعه نمائید.
2. هنگام مطالعه از روش نت برداری یا خلاصه نویسی استفاده کنید،به عبارتی یا مطالب مهم روی یک برگه یا در دفتری نوشته شود ویا اینکه در کتاب با مداد زیر آنها خط کشیده شود ویا با ماژیک مخصوص (فسفری)روی مطالب مهم علامت گذاری شود وطبق برنامه مرور شود.

3. همیشه مدتی قبل از شروع امتحانات مطالب کتاب راتقسیم بندی نموده وطبق برنامه چون مطالب کم است سعی شود بخوبی آنها را یاد بگیرید.

4. با توجه به اینکه در هر هفته می بایست کتابی مطالعه شود وبرای هر کتاب دو جلسه خواندن کامل ویک جلسه مرور در نظر گرفته شده است،خوب است که آن تقسیم بر دو شود ودر هر جلسه محدوده مورد نظر،طبق آنچه که در شماره دو گفته شد خوانده شود.

5. خوب است که درجلسه های چهارم ویا پنجم هرکتاب،قبل از شروع کردن درس جدیدو بخش جدید،آموخته های قبلی مرور شود.

6. برای مطالعه وکارهای خود،نظم وترتیب خاصی را در نظر بگیرید.هر روزی که کارها را برطبق برنامه انجام دادید وخوب بود،برای خود تشویقی در نظر بگیرید.مثلاً خوردن بستنی یا شیرینی یا هرفعالیت موردمورد علاقه ی دیگر،اما اگرکارها به هر دلیل از جمله تنبلی،ویا بی نظمی وبی هدفی انجام شد،برای خود تنبیهی در نظر بگیرید تا کارهاودرس،سرو سامان بگیرد.مثلاً:برای تببیه خود می توان از خوردن غذا یا میوه ی مورد علاقه یا تماشای فیلم ویا هرکار مورد علاقه و وقت گیر دیگر،خوداری کرد.

7. سعی کنید ازهمان ابتدا خود را عادت وملزم به اجرای برنامه کنید.www.zibaweb.com

8. قبل از مطالعه وضو بگیرید ودرس را بانام ویاد خدا شروع کنید.

9. موفقیت ها وپیشرفت های خود راهر چند اندک،در برگه یا دفترچه ای یاداشت کنید ودر موقع ناامیدی یا...آنها رامرور کنیدتابه آینده امیدوار شوید.

10.آن مطالبی را که یاد گرفته ایدخوب است که به دیگران یاد بدهید و اگر کسی نبود برای خود یا آینه یا هر فرد دیگری توضیح دهید.
«کسانی که با افکار خوب وعالی دمسازندهرگز تنهاوبی مونس نیستند.» ( سیدنی)

11.خود را به درس خواندن و آن چیزی که یاد می گیرید،تشویق کنیدو برای ارزش های خود ارزش قایل شویدوبرای حفظ آن کوشا باشید.
12. .سعی نمایید که طرح «یاداشت همراه کتاب»را برای همه کتابهای خود اجرا کنید. به این صورت که یک برگه کاغذ سفید به ابعاد9سانتیمتردر 13سانتیمترآماده کرده وآن را در اولین صفحه کتاب خود بچسبانید و تمرینها،سوالهاو کارهایی را که برای یادگیری آن کتاب باید انجام دهید در آن بنویسید،تا فراموش نکنید.

«دل منطقی دارد که عقل از آن بیخبر است.» (پاسکال)

13.از آنجا که خواندن سوره ی قدر و آیهَ الکرسی نقش بسیار مهمی در یادگیری و موفقیت شما دارد،خوب است که پس از هرنماز وهمیشه این دو را تکرار و مرور کنید و به خدا توکل کنید.
14.هر موقع که خسته شدیدو دلتان گرفت وناامید از هر کار وزندگی شدید قران بخوانید وبه معنی آن توجه کنید.
15.علم را برای خود علم بخوانید،نه برای ثروت یا پز دادن بلکه برای دل خود بخوانید وعمل کنید.

16 .مطمئن هستیم در کار ی که شروع کرده اید،موفق خواهید شد چون که با یاری خدا و علاقه به پیش می روید.

17.فرصتها و لحظه ها را به آسانی از دست ندهید،چرا که این فرصتها همیشه به وجود نیامده و نخواهند آمد. پس به قول شاعر:اکنون که در پیش توام دریاب،شاید که فردایی نباشد.

18.این عبارت را با خط خوش بنویسید ونصب العین خود قرار دهیدوعمل کنید :
«دانایی،توانایی است وخواستن،توانستن،پس بخوان تابتوانی»

19.برای اینکه در بین راه به خاطر خستگی ویا هر دلیل دیگر ناامید از ادامه راه نشوید،در اولین فرصت، انگیزه خود را در برگه ای یادداشت کنید وهر موقع که احساس کردید که درس خواندن فایده ای نداردآن انگیزه را که یاداشت کرده ایدمرورکرده تا دوباره جان تازه ای گرفته وبا نیرو ونشاط بیشتر کار را ادامه دهید.

«هیچ لباسی برازنده تر از تندرستی نیست.» حضرت علی(ع)

20.هر نکته یا سوالی که هنگام مطالعه ی هر درس با آن مواجه می شوید را دربرگه ای یا گوشه ای از کتاب یاداشت کنیدودر اولین فرصت آن را از کسی که می داند،بپرسید ویاد بگیرید.
21.برای یادگیری بعضی از دروس توضیحی و حفظی می توان از روش «بگو وگوش کن» استفاده کرد. به این صورت که مثلاً:شما چند صفحه ای از مطالب یا کتاب را می خوانید ،سپس آنچه را که فهمیدید،برای یک دستگاه ضبط صوت که روشن است ودر آن نوار کاست هم قرار دارد،توضیح داده،پس از آن،آنچه را که گفته اید گوش می کنید. با این کار هم مطالب را خوب یاد می گیرید وهم اینکه پی به مشکلات خود ونقاط ضعف خود می بریدو برای از بین بردن ضعفها تلاش بیشتری می کنید .
«شکست باید انرژی خفته را بیدار کند.» (رومن رولان)
22.برای یادگیری فرمولها ونکات مهم می توانید از روش« نبین واز برکن»استفاده کنید.به این صورت که ابتدا آن فرمول یا نکته مهمی یا عبارتی راکه می خواهید از بر کنید در برگه ای نوشته وبه مدت یک تا دو دقیقه به آن خوب نگاه کنید.سپس چشمهای خود را بسته وبا دستهای خالی بدون خودکار ومداد آنرا روی هوا بنویسید . با این روش همه مطالب مهم بطور مستقیم وارد حافظه بلند مدت شده و خیلی دیر فراموش می کنید.در روزهای بعد اگر آن مطلب را فراموش کردید به آن نگاه کنیدوبه همان صورت یاد شده تمرین وتکرار کنید تا برای همیشه سبز شود وهرگز آنرا فراموش نکنید.

23.روش G5روشی دیگر برای یادگیری است وآن به این صورت است که مطالبی را که خلاصه کرده ونت برداری کرده ایدبه صورت سوال وجواب در آورید ودربرگه های کوچکی«فیش های مخصوص»یاداشت کرده وآنها رادر معرض دیدخودقرار دهید.مثلاً:یک گیره ی لباس درکنارآینه ایکه روز به آن نگاه می کنید،نصب کنیدوهر چندروزیکبارمطالب آنراعوض کنیدوزمانیکه چشمتان به این مطالب افتادآنها رامرورکنیدتاهرگزآنهارافراموش نکنید.


« تندرستی در کم خوراکی و گرسنگی است.» حضرت علی (ع)

24.روش «اداره فکرویادگیری مادام العمر»روشی دیگر برای یادگیری است.به این صورت که شما می توانید بعضی ازصفحه های کتاب یا نکات خلاصه شده خود را در مکانهایی که حتی لحظات کمی نیز در آنجا حضور دارید مانند...به گیره نصب کنیدودر مدت کوتاهی که در آنجا هستید،آنها رامرور کرده ویادبگیرید.

25.همه این روشها آزمایش شده است وامتحان خود را پس داده اندوجزو مهمترین روشهای یادگیری هستندکه همه ی این هابه تلاش مستمروکوشش پیوسته شما را بستگی دارد پس سعی کنیدهمواره ازیک یادو روش ذکر شده استفاده کنیدومطمئن باشیدکه موفق خواهید شد.

26.خودتان راباورکنید.یعنی اینکه باور کنیدکه می توانید.مگرشمااز دیگران چه کم دارید؟اراده وتصمیم موفقیت که دارید،پس چرااز آن به خوبی استفاده نکنید؟

27.نمونه سوالهای امتحانی سالهای گذشته راپیدا کنید پاسخ آنها راهم پیدا کرده وبنویسیدویادبگیرید،چراکه حداقل 40درصدسوالها از سوالهای سال گذشته است ودیگر این که شما بانمونه سوال هاآشنا می شوید که هنگام مطالعه چه قسمت هایی را بیشتر مطالعه کنید ونکات مهم کدام قسمتها هستند.

28.برنامه درسی شبکه ی آموزشی تلویزیون راپیدا وبررسی کنیدوببینیدکه درسهای موردنظرشمارا درچه ساعاتی پخش می شود.آن را خوب نگاه کنید حتی اگرمربوط به دوره راهنمایی باشد.بدون شک مفیدفایده واقع خواهدشد.(کلاس خصوصی رایگان)

29.از فیلم های آموزشی که درباره ی درس هایی همچون ریاضی،عربی،زبان،دینی وقرآن فلسفه ومنطق و...که موجود می باشد استفاده کنید.

30.درس جغرافی را با نقشه یاد بگیریدواز نقشه های گنگ استفاده کنید تا مطالب بخوبی در ذهن شما جاسازی شود.

31.در جلسه امتحان تا آخرین لحظه بنشینید وخوب هم فکر کنید چرا که به قول معروف از این ستون تا آن ستون فرج است.

«هر روز چنان زندگی کن که گویی عمری جاودان داری» (مارسوس)

32.پاسخ همه سوالات را دربرگه امتحانی بنویسید وهیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید.هرچندکه اشتباه پاسخ بدهیدچرا که همین پاسخ شما از بی هیچی بهتر است.اگر هم ندانستید که چه بنویسیدهمان سوال را دوباره تکرار کنید ودر باره کلمه های سوال توضیح دهید.

33.سعی کنید از همین آغاز،خودتان را طوری عادت دهیدکه درس خواندن ومطالعه بهترین تفریح وسرگرمی باشد وبا آن خستگی های روزانه تان را ازبین ببرد.

34.«کتاب»بهترین دوست شما باشدو هرجا که می رویدتنها نرویداورا هم با خود به مهمانی ها ومحل کار و...ببرید وبه جای وقت تلف کردن با این و آن با کتاب صحبت ومشورت کنید.این کارشدنی است از فلش کارت وکتابهای کوچک جیبی می توانید استفاده کنید.

35.«کینه ای از هیچ کس به دل نگیرید»دل دریایی داشته باشیدوهمه راببخشید.چراکه گذشت ومردانگی خصلت مردان بزرگ است.www.zibaweb.com

«ساده ترین درس زندگی این است:هرگز کسی رامیازار»
(ژان ژاک روسو)
۳۶.همچون گذشته وهمیشه،در کارهایتان صداقت داشته باشیدتا موفق شوید.چرا که صداقت وراستی بزرگترین سرمایه است که ما رابه موفقیت وخوشبختی می رساند.10

37.در زندگانی کاری و درسی که دارید،به فکردیگران نیز باشید وبه آنهاکمک کنید تا دیگران نیز به فکر شما باشندوبه شما کمک کنند،یعنی این که هرجا که هستید وبه هرجا که رسیدید،خدمت خدا وخلق خدا را فراموش نکنید.

38.گویند چو با مانشینی ما شوی،با گل نشینی گل شوی،باخار نشینی خار شوی. پس هر کس که نشست وبرخاست کنی؛مثال همان می شوی.پس خوب است که در زندگی با آدم های خوب واهل علم نشست و بر خاست کنید تا شما نیز جزو خوشبخت ترین هاوبهترین هاشوید.

39.همواره از کسی که از اوعلم می آموزید،تشکر وسپاسگذاری کنید تا اونیز بتواند از آنچه که می داند،بهترینش را دراختیارتان بگذارد.

40.آخرین ومهمترین نکته در یادگیری علم ودانش این که:خدارا هرگز فراموش نکنیدو هر کاری راکه می خواهیدآغاز کنیدبا نام ویاد خداباشدتاخداوندشما را در ادامه ی راه یادگیری بهتر یاری می کند.خدای رانیزشاکروسپاسگذارباشیدچراکه:شکر نعمت نعمتت افزون کند.

 

  • gray wolf